schoolboy

[ایالات متحده]/'skuːlbɒɪ/
[بریتانیا]/'skulbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموز مرد در یک مدرسه ابتدایی یا متوسطه
Word Forms

جملات نمونه

There is still much of the schoolboy in him.

هنوز بخش زیادی از دوران مدرسه در وجود او باقی است.

the comic's lavatorial schoolboy humour appealed to many people.

شوخ‌طبعی مدرسه‌ای اغراق‌آمیز کمدین برای بسیاری از مردم جذاب بود.

a novel about schoolboys marooned on a desert island.

رمانی درباره پسران مدرسه‌ای که در یک جزیره متروکه سرگردان هستند.

The young schoolboy can not understand the allusive conversation of intellectual men.

پسر جوان مدرسه نمی‌تواند صحبت‌های اشاره‌آمیز مردان فرهیخته را درک کند.

As a schoolboy, he showed every sign of genius.

در دوران مدرسه، او هر نشانه ای از نبوغ را نشان داد.

A schoolboy miraculously survived a 25 000-volt electric shock.

یک دانش‌آموز پسر به طور معجزه‌آسایی از یک شوک الکتریکی 25000 ولتی جان سالم به در برد.

A schoolboy at the back of the room piped up with a remark that made the audience laugh.

یک دانش آموز در انتهای کلاس با یک اظهار نظر که باعث خنده مخاطب شد، از طریق لوله صحبت کرد.

The schoolboys were captivated by the adventures of the heroes in the animated cartoon.

پسرباغ‌های مدرسه مجذوب ماجراهای قهرمانان در کارتون انیمیشنی شدند.

The schoolboys are more cautious not to make any mistakes in spelling than ever before.

پسرهای مدرسه بیشتر از همیشه مراقب هستند تا در املا اشتباه نکنند.

Schoolboys think it bad form to tell a teacher of another boy's wrong-doing.

دانش آموزان فکر می کنند که اطلاع دادن به یک معلم در مورد اشتباهات یک پسر دیگر، رفتاری بد است.

As a schoolboy with a avid interest in birds, David Wingate was present in 1951 when a Bermudan naturalist succeeded in weaseling the first cahow out of its deep nesting crevice.

در سال 1951، دیوید وینیت، که یک دانش‌آموز با علاقه شدید به پرندگان بود، در زمانی که یک طبیعت‌شناس برمودایی موفق به بیرون آوردن اولین کاهو از شکاف لانه عمیق خود شد، حضور داشت.

نمونه‌های واقعی

I have never seen so disagreeable a schoolboy!

من تا به حال چنین پسر مدرسه‌ای ناخوشاوتری ندیده بودم!

منبع: "Education of Love" February

Strong circumstantial evidence suggests that van Gogh was the victim of schoolboy bullies.

شواهد قوی و غیرمستقیم نشان می‌دهد که ون گوگتیم مدرسه بوده‌های زورگو بوده است.

منبع: The Economist - Arts

'They look just like schoolboys, ' she said aloud.

آنها درست مثل مدرسه بوده‌ها به نظر می‌رسند،' او با صدای بلند گفت.

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

And with these advantages his schoolboy days began.

و با این مزایا، دوران مدرسه او آغاز شد.

منبع: American Elementary School English 6

As a schoolboy Philip was often naughty, though never nasty.

فیلیپ به عنوان یک مدرسه بود، اغلب بدرفتار بود، اگرچه هرگز بد نبود.

منبع: The Economist (Summary)

Absolute schoolboy era immediately. - The flavoring, is pureed. - He's reading.

دوران مدرسه مطلق بلافاصله. - طعم دهنده، پوره شده است. - او دارد مطالعه می‌کند.

منبع: Gourmet Base

He stood like a schoolboy with whom a master is finding fault.

او مثل یک مدرسه بودی ایستاده بود که یک معلم در حال ایراد گرفتن از اوست.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

“Is a schoolboy grudge worth putting an innocent man back inside Azkaban? ”

آیا یک کینه مدرسه بودی ارزش دارد که یک مرد بی‌گناه را دوباره به داخل آزکابان بفرستند؟

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

He said this schoolboy punishment gave him a life-long respect for the Constitution.

او گفت این مجازات مدرسه بودی به او احترام مادام العمر به قانون اساسی بخشید.

منبع: VOA Special July 2019 Collection

My schoolboy memory was that Grant and Lee actually met in a courthouse.

حافظه مدرسه بودی من این بود که گرانت و لی در واقع در یک دادگاه با هم ملاقات کردند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید