schoolboys' games
بازیهای پسران مدرسه
schoolboys' uniforms
لباسهای مدرسه پسران
schoolboys' activities
فعالیتهای پسران مدرسه
schoolboys' teams
تیمهای پسران مدرسه
schoolboys' friendship
دوستی پسران مدرسه
schoolboys' achievements
دستاوردهای پسران مدرسه
schoolboys' competition
رقابت پسران مدرسه
schoolboys' behavior
رفتار پسران مدرسه
schoolboys' dreams
رویاهای پسران مدرسه
schoolboys' adventures
ماجراهای پسران مدرسه
schoolboys often play football after school.
پس از مدرسه، پسران مدرسه اغلب فوتبال بازی میکنند.
many schoolboys enjoy reading adventure stories.
بسیاری از پسران مدرسه از خواندن داستانهای ماجراجویانه لذت میبرند.
schoolboys should respect their teachers.
پسران مدرسه باید به معلمان خود احترام بگذارند.
some schoolboys are very good at math.
برخی از پسران مدرسه در ریاضیات خیلی خوب هستند.
the schoolboys organized a charity event.
پسران مدرسه یک رویداد خیریه ترتیب دادند.
schoolboys often form close friendships.
پسران مدرسه اغلب دوستیهای صمیمانهای برقرار میکنند.
schoolboys are excited about the upcoming sports day.
پسران مدرسه برای روز ورزشی آینده هیجانزده هستند.
some schoolboys prefer video games over sports.
برخی از پسران مدرسه بازیهای ویدیویی را به ورزش ترجیح میدهند.
schoolboys learn teamwork through group projects.
پسران مدرسه از طریق پروژههای گروهی یاد میگیرند که چگونه کار تیمی انجام دهند.
during recess, schoolboys often gather to chat.
در زمان استراحت، پسران مدرسه اغلب دور هم جمع میشوند تا گپ بزنند.
schoolboys' games
بازیهای پسران مدرسه
schoolboys' uniforms
لباسهای مدرسه پسران
schoolboys' activities
فعالیتهای پسران مدرسه
schoolboys' teams
تیمهای پسران مدرسه
schoolboys' friendship
دوستی پسران مدرسه
schoolboys' achievements
دستاوردهای پسران مدرسه
schoolboys' competition
رقابت پسران مدرسه
schoolboys' behavior
رفتار پسران مدرسه
schoolboys' dreams
رویاهای پسران مدرسه
schoolboys' adventures
ماجراهای پسران مدرسه
schoolboys often play football after school.
پس از مدرسه، پسران مدرسه اغلب فوتبال بازی میکنند.
many schoolboys enjoy reading adventure stories.
بسیاری از پسران مدرسه از خواندن داستانهای ماجراجویانه لذت میبرند.
schoolboys should respect their teachers.
پسران مدرسه باید به معلمان خود احترام بگذارند.
some schoolboys are very good at math.
برخی از پسران مدرسه در ریاضیات خیلی خوب هستند.
the schoolboys organized a charity event.
پسران مدرسه یک رویداد خیریه ترتیب دادند.
schoolboys often form close friendships.
پسران مدرسه اغلب دوستیهای صمیمانهای برقرار میکنند.
schoolboys are excited about the upcoming sports day.
پسران مدرسه برای روز ورزشی آینده هیجانزده هستند.
some schoolboys prefer video games over sports.
برخی از پسران مدرسه بازیهای ویدیویی را به ورزش ترجیح میدهند.
schoolboys learn teamwork through group projects.
پسران مدرسه از طریق پروژههای گروهی یاد میگیرند که چگونه کار تیمی انجام دهند.
during recess, schoolboys often gather to chat.
در زمان استراحت، پسران مدرسه اغلب دور هم جمع میشوند تا گپ بزنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید