schoolboys

[ایالات متحده]/ˈskuːlbɔɪz/
[بریتانیا]/ˈskuːlˌbɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموزان مرد در مدرسه‌های ابتدایی یا متوسطه

عبارات و ترکیب‌ها

schoolboys' games

بازی‌های پسران مدرسه

schoolboys' uniforms

لباس‌های مدرسه پسران

schoolboys' activities

فعالیت‌های پسران مدرسه

schoolboys' teams

تیم‌های پسران مدرسه

schoolboys' friendship

دوستی پسران مدرسه

schoolboys' achievements

دستاوردهای پسران مدرسه

schoolboys' competition

رقابت پسران مدرسه

schoolboys' behavior

رفتار پسران مدرسه

schoolboys' dreams

رویاهای پسران مدرسه

schoolboys' adventures

ماجراهای پسران مدرسه

جملات نمونه

schoolboys often play football after school.

پس از مدرسه، پسران مدرسه اغلب فوتبال بازی می‌کنند.

many schoolboys enjoy reading adventure stories.

بسیاری از پسران مدرسه از خواندن داستان‌های ماجراجویانه لذت می‌برند.

schoolboys should respect their teachers.

پسران مدرسه باید به معلمان خود احترام بگذارند.

some schoolboys are very good at math.

برخی از پسران مدرسه در ریاضیات خیلی خوب هستند.

the schoolboys organized a charity event.

پسران مدرسه یک رویداد خیریه ترتیب دادند.

schoolboys often form close friendships.

پسران مدرسه اغلب دوستی‌های صمیمانه‌ای برقرار می‌کنند.

schoolboys are excited about the upcoming sports day.

پسران مدرسه برای روز ورزشی آینده هیجان‌زده هستند.

some schoolboys prefer video games over sports.

برخی از پسران مدرسه بازی‌های ویدیویی را به ورزش ترجیح می‌دهند.

schoolboys learn teamwork through group projects.

پسران مدرسه از طریق پروژه‌های گروهی یاد می‌گیرند که چگونه کار تیمی انجام دهند.

during recess, schoolboys often gather to chat.

در زمان استراحت، پسران مدرسه اغلب دور هم جمع می‌شوند تا گپ بزنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید