schoolchild behavior
رفتار کودکان مدرسهای
schoolchild education
آموزش کودکان مدرسهای
schoolchild development
توسعه کودکان مدرسهای
schoolchild health
سلامت کودکان مدرسهای
schoolchild welfare
رفاه کودکان مدرسهای
schoolchild safety
ایمنی کودکان مدرسهای
schoolchild rights
حقوق کودکان مدرسهای
schoolchild support
حمایت از کودکان مدرسهای
schoolchild activities
فعالیتهای کودکان مدرسهای
schoolchild participation
مشارکت کودکان مدرسهای
the schoolchild eagerly raised his hand to answer the question.
کودک مدرسه با اشتیاق دستش را بلند کرد تا به سؤال پاسخ دهد.
every schoolchild should learn the importance of kindness.
هر کودک مدرسه باید اهمیت مهربانی را یاد بگیرد.
the schoolchild was excited about the upcoming field trip.
کودک مدرسه در مورد سفر مدرسه آینده هیجان داشت.
teachers often encourage schoolchildren to read more books.
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند کتابهای بیشتری بخوانند.
each schoolchild received a certificate for their achievements.
هر کودک مدرسه گواهینامهای برای دستاوردهای خود دریافت کرد.
the schoolchild participated in the science fair.
کودک مدرسه در نمایشگاه علم شرکت کرد.
parents should support their schoolchild's education.
والدین باید از تحصیلات کودک مدرسه خود حمایت کنند.
every schoolchild deserves access to quality education.
هر کودک مدرسه باید به آموزش با کیفیت دسترسی داشته باشد.
the schoolchild learned about teamwork during the project.
کودک مدرسه در طول پروژه درباره کار گروهی یاد گرفت.
a schoolchild's creativity can shine through art projects.
خلاقیت یک کودک مدرسه میتواند از طریق پروژههای هنری بدرخشد.
schoolchild behavior
رفتار کودکان مدرسهای
schoolchild education
آموزش کودکان مدرسهای
schoolchild development
توسعه کودکان مدرسهای
schoolchild health
سلامت کودکان مدرسهای
schoolchild welfare
رفاه کودکان مدرسهای
schoolchild safety
ایمنی کودکان مدرسهای
schoolchild rights
حقوق کودکان مدرسهای
schoolchild support
حمایت از کودکان مدرسهای
schoolchild activities
فعالیتهای کودکان مدرسهای
schoolchild participation
مشارکت کودکان مدرسهای
the schoolchild eagerly raised his hand to answer the question.
کودک مدرسه با اشتیاق دستش را بلند کرد تا به سؤال پاسخ دهد.
every schoolchild should learn the importance of kindness.
هر کودک مدرسه باید اهمیت مهربانی را یاد بگیرد.
the schoolchild was excited about the upcoming field trip.
کودک مدرسه در مورد سفر مدرسه آینده هیجان داشت.
teachers often encourage schoolchildren to read more books.
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند کتابهای بیشتری بخوانند.
each schoolchild received a certificate for their achievements.
هر کودک مدرسه گواهینامهای برای دستاوردهای خود دریافت کرد.
the schoolchild participated in the science fair.
کودک مدرسه در نمایشگاه علم شرکت کرد.
parents should support their schoolchild's education.
والدین باید از تحصیلات کودک مدرسه خود حمایت کنند.
every schoolchild deserves access to quality education.
هر کودک مدرسه باید به آموزش با کیفیت دسترسی داشته باشد.
the schoolchild learned about teamwork during the project.
کودک مدرسه در طول پروژه درباره کار گروهی یاد گرفت.
a schoolchild's creativity can shine through art projects.
خلاقیت یک کودک مدرسه میتواند از طریق پروژههای هنری بدرخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید