lads, listen!
پسران، گوش دهید!
good lads
پسران خوب
young lads
پسران جوان
meet the lads
پسران را ببینید
help the lads
به پسران کمک کنید
those lads
این پسران
lads playing
پسران در حال بازی
lads working
پسران در حال کار
lads arrived
پسران رسیده اند
proud of lads
پسران را افتخار میکنم
the lads were keen to get started on the project.
پسران علاقهمند بودند تا به پروژه شروع کنند.
a group of lads were kicking a football in the park.
گروهی از پسران در پارک توپ فوتبال را به پای خود میدادند.
the lads celebrated their victory with a hearty cheer.
پسران با یک سر و صدای بلند پیروزی خود را جشن گرفتند.
he used to be one of the lads, always getting into mischief.
او یکی از پسران بود، همیشه در پرخاشتگی میافتاد.
the coach praised the lads for their hard work and dedication.
مربی به پسران به خاطر کار سخت و تعهدشان تقدیر کرد.
the lads were eager to show off their new skills.
پسران علاقهمند بودند تا مهارتهای جدیدشان را نشان دهند.
we need a few more lads to join our team.
ما نیاز به چند پسر دیگر برای پیوستن به تیممان داریم.
the lads spent the afternoon fishing by the river.
پسران بعدازظهر را در کنار رودخانه صید میکردند.
the experienced lads mentored the younger players.
پسران با تجربه بازیکنان جوان را راهنمایی میکردند.
the lads were responsible for setting up the equipment.
پسران مسئول تنظیم تجهیزات بودند.
a few brave lads volunteered to help with the cleanup.
چند پسر شجاع برای کمک به تمیز کردن داوطلب شدند.
lads, listen!
پسران، گوش دهید!
good lads
پسران خوب
young lads
پسران جوان
meet the lads
پسران را ببینید
help the lads
به پسران کمک کنید
those lads
این پسران
lads playing
پسران در حال بازی
lads working
پسران در حال کار
lads arrived
پسران رسیده اند
proud of lads
پسران را افتخار میکنم
the lads were keen to get started on the project.
پسران علاقهمند بودند تا به پروژه شروع کنند.
a group of lads were kicking a football in the park.
گروهی از پسران در پارک توپ فوتبال را به پای خود میدادند.
the lads celebrated their victory with a hearty cheer.
پسران با یک سر و صدای بلند پیروزی خود را جشن گرفتند.
he used to be one of the lads, always getting into mischief.
او یکی از پسران بود، همیشه در پرخاشتگی میافتاد.
the coach praised the lads for their hard work and dedication.
مربی به پسران به خاطر کار سخت و تعهدشان تقدیر کرد.
the lads were eager to show off their new skills.
پسران علاقهمند بودند تا مهارتهای جدیدشان را نشان دهند.
we need a few more lads to join our team.
ما نیاز به چند پسر دیگر برای پیوستن به تیممان داریم.
the lads spent the afternoon fishing by the river.
پسران بعدازظهر را در کنار رودخانه صید میکردند.
the experienced lads mentored the younger players.
پسران با تجربه بازیکنان جوان را راهنمایی میکردند.
the lads were responsible for setting up the equipment.
پسران مسئول تنظیم تجهیزات بودند.
a few brave lads volunteered to help with the cleanup.
چند پسر شجاع برای کمک به تمیز کردن داوطلب شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید