schooling

[ایالات متحده]/ˈskuːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskuːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آموزش رسمی دریافتی در یک مدرسه؛ تربیت
v. آموزش دادن یا تربیت کردن؛ فراهم کردن آموزش رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

formal schooling

تحصیلات رسمی

schooling system

سیستم آموزشی

schooling experience

تجربه آموزشی

home schooling

آموزش در خانه

period of schooling

دوره تحصیل

جملات نمونه

children’s development in the early years of schooling

توسعه کودکان در سال‌های اول مدرسه

Compulsory schooling ends at sixteen.

تحصیلات اجباری در شانزده سالگی پایان می یابد.

She was deprived of schooling at ten.

او در سن ده سالگی از تحصیل محروم شد.

3. schooling goatfish; grayish with yellow stripe .

3. ماهی سنگ‌ماهی مدرسه؛ خاکستری با نوار زرد.

schooling in inner-city areas was inferior to that in the rest of the country.

آموزش در مناطق شهری داخلی از آن در بقیه کشور پایین‌تر بود.

A child’s access to schooling varies greatly from area to area.

دسترسی کودکان به آموزش به طور قابل توجهی از منطقه به منطقه متفاوت است.

(2) the inverse relation between sibship size and a child's schooling accentuates for the cohorts 1950-59 and 1960-69;

(2) رابطه معکوس بین اندازه خواهر و برادر و تحصیلات کودک برای دوره‌های 1950-59 و 1960-69 برجسته است.

His father had wished him to be a clergyman, but he was interested in business.After schooling, he became a hosier.

پدرش می‌خواست او کشیش شود، اما به تجارت علاقه داشت. پس از گذراندن تحصیلات، او به یک فروشنده لباس زیر تبدیل شد.

نمونه‌های واقعی

Hitler began his schooling at age six.

هیتلر تحصیلات خود را در سن شش سالگی آغاز کرد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

The kids will do really well with their online schooling with this.

با این روش، کودکان با آموزش آنلاین خود بسیار خوب عمل خواهند کرد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

We need a hundred percent remote schooling in the fall to keep everyone safe.

برای حفظ امنیت همه، ما به آموزش از راه دور ۱۰۰ درصدی در پاییز نیاز داریم.

منبع: VOA Daily Standard November 2020 Collection

At the temporary shelters, children can play with each other and continue their schooling.

در پناهگاه‌های موقت، کودکان می‌توانند با یکدیگر بازی کنند و به تحصیل خود ادامه دهند.

منبع: VOA Special March 2023 Collection

JONAS SALK: My mother had no schooling.

جوناثان سالک: مادر من تحصیلات نداشت.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Not long afterwards, I had to tear myself away from mother when I began my schooling.

مدتی بعد، مجبور شدم از مادرم جدا شوم وقتی تحصیلاتم را آغاز کردم.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Again, I can say that I've been lucky to have had good schooling all my life.

باز هم می‌توانم بگویم که خوششانس بوده ام که در تمام زندگی ام آموزش خوبی داشته ام.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

Tharp received extensive schooling and earned her master's in geology from the University of Michigan in 1944.

تارپ تحصیلات گسترده ای داشت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته زمین شناسی از دانشگاه میشیگان در سال 1944 دریافت کرد.

منبع: Encyclopædia Britannica

Without schooling, even naturally intelligent children grow up ignorant.

بدون تحصیلات، حتی کودکان باهوش طبیعی نیز در نادانی بزرگ می شوند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

First, states have the power to provide schooling and education.

ابتدا، ایالت ها قدرت ارائه آموزش و پرورش را دارند.

منبع: Introduction to ESL in the United States

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید