schoolworks

[ایالات متحده]/ˈskuːl.wɜːks/
[بریتانیا]/ˈskuːl.wɜːrks/

ترجمه

n. تکالیف یا وظایفی که توسط مدارس داده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

schoolworks deadline

مهلت تحویل تکالیف

schoolworks assignment

تکلیف مدرسه

schoolworks help

کمک مدرسه

schoolworks project

پروژه مدرسه

schoolworks tips

نکات مدرسه

schoolworks review

بررسی مدرسه

schoolworks completion

اتمام مدرسه

schoolworks schedule

برنامه مدرسه

schoolworks tracker

پیگیری مدرسه

schoolworks resources

منابع مدرسه

جملات نمونه

she finished all her schoolworks before dinner.

او تمام تکالیف مدرسه‌اش را قبل از شام تمام کرد.

his schoolworks are always well-organized and neat.

تکالیف مدرسه‌اش همیشه منظم و مرتب هستند.

they helped each other with their schoolworks.

آنها به یکدیگر در انجام تکالیف مدرسه‌شان کمک کردند.

completing schoolworks on time is essential for good grades.

انجام تکالیف مدرسه به موقع برای گرفتن نمرات خوب ضروری است.

she often struggles with her schoolworks in math.

او اغلب در انجام تکالیف ریاضی مشکل دارد.

he spends most of his weekends catching up on schoolworks.

او بیشتر آخر هفته‌های خود را صرف جبران عقب‌ماندگی در تکالیف مدرسه می‌کند.

teachers assign schoolworks to help students learn.

معلم‌ها تکالیف را برای کمک به دانش‌آموزان در یادگیری تعیین می‌کنند.

she uses a planner to keep track of her schoolworks.

او از یک برنامه‌ریز برای پیگیری تکالیف مدرسه‌اش استفاده می‌کند.

group study sessions can make schoolworks easier.

جلسات مطالعه گروهی می‌تواند انجام تکالیف را آسان‌تر کند.

he often procrastinates when it comes to his schoolworks.

او اغلب در مورد انجام تکالیف مدرسه‌اش به تعویق می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید