schrod

[ایالات متحده]/skrɔd/
[بریتانیا]/skrɑd/

ترجمه

n. (به‌ویژه برش‌های بدون استخوان که برای پخت و پز استفاده می‌شوند) ماهی کاد جوان.
شکل‌های واژه
جمعschrods

عبارات و ترکیب‌ها

Schrod equation

معادله شرودینگر

Schrodinger's cat

گربه شرودینگر

جملات نمونه

And then I wrote another.And then another.Thanks to this director, I got to know such film-makers as Francis Coppola, Wim Wenders, Barbet Schroder, and Werner Herzog.

و سپس من دیگری را نوشتم. و سپس دیگری را. به لطف این کارگردان، من فیلمسازانی مانند فرانسیس کاپولا، ویم وندرس، باربه شرودر و ورنر هرتزوگ را شناختم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید