scintillators

[ایالات متحده]/ˈsɪntɪleɪtə/
[بریتانیا]/ˈsɪntəˌleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که هنگام برخورد با تابش یونیزه، نورهای چشمک‌زن ساطع می‌کند؛ ماده‌ای که درخشش تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

scintillator material

مواد درخشان

scintillator detector

تشخیص‌دهنده درخشان

scintillator crystal

بلور درخشان

scintillator response

پاسخ درخشان

scintillator count

شمارش درخشان

scintillator efficiency

بازدهی درخشان

scintillator application

کاربرد درخشان

scintillator fiber

فیبر درخشان

scintillator film

فیلم درخشان

scintillator setup

راه‌اندازی درخشان

جملات نمونه

the scintillator detects high-energy particles.

تشعشع‌سنج ذرات پرانرژی را تشخیص می‌دهد.

scientists use a scintillator to measure radiation levels.

دانشمندان از تشعشع‌سنج برای اندازه‌گیری سطح تشعشع استفاده می‌کنند.

a scintillator can convert gamma rays into visible light.

تشعشع‌سنج می‌تواند پرتوهای گاما را به نور مرئی تبدیل کند.

the performance of the scintillator is critical in experiments.

عملکرد تشعشع‌سنج در آزمایش‌ها بسیار مهم است.

we need to calibrate the scintillator for accurate results.

ما باید تشعشع‌سنج را برای به دست آوردن نتایج دقیق کالیبره کنیم.

different materials can be used to create a scintillator.

مواد مختلفی می‌توانند برای ساخت تشعشع‌سنج استفاده شوند.

the scintillator emits light when struck by radiation.

تشعشع‌سنج در اثر برخورد تشعشع، نور ساطع می‌کند.

researchers are developing new types of scintillators.

محققان در حال توسعه انواع جدیدی از تشعشع‌سنج‌ها هستند.

the efficiency of the scintillator affects detection sensitivity.

راندمان تشعشع‌سنج بر حساسیت تشخیص تأثیر می‌گذارد.

scintillators play a crucial role in medical imaging technologies.

تشعشع‌سنج‌ها نقش مهمی در فناوری‌های تصویربرداری پزشکی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید