sciolism

[ایالات متحده]/ˈsaɪəʊlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈsaɪəˌlɪz(ə)m/

ترجمه

n. دانش یا درک سطحی؛ یادگیری یا دانش سطحی
شکل‌های واژه
جمعsciolisms

عبارات و ترکیب‌ها

sciolism critique

نقد اسکیولیسم

sciolism awareness

آگاهی از اسکیولیسم

sciolism exposure

قرار گرفتن در معرض اسکیولیسم

sciolism debate

بحث درباره اسکیولیسم

sciolism phenomenon

ظرفیت اسکیولیسم

sciolism tendency

تمایل به اسکیولیسم

sciolism discussion

بحث و گفتگو درباره اسکیولیسم

sciolism impact

تاثیر اسکیولیسم

sciolism rejection

رد اسکیولیسم

جملات نمونه

his sciolism in philosophy was evident during the debate.

اظهارات سطحی او در فلسفه در طول بحث آشکار بود.

she approached the topic with a sense of sciolism, lacking depth.

او با حس سطحی‌نگری به موضوع نزدیک شد و فاقد عمق بود.

critics often accuse him of sciolism in his writings.

منتقدان اغلب او را به دلیل سطحی‌نگری در نوشته‌هایش متهم می‌کنند.

his sciolism prevents him from truly understanding the issue.

سطحی‌نگری او مانع از درک واقعی موضوع می‌شود.

many students fall into the trap of sciolism when studying complex subjects.

بسیاری از دانش‌آموزان در هنگام مطالعه موضوعات پیچیده در دام سطحی‌نگری می‌افتند.

she dismissed his arguments as mere sciolism.

او استدلال‌های او را صرفاً سطحی‌نگری تلقی کرد.

his sciolism was challenged by more knowledgeable peers.

سطحی‌نگری او توسط همسالان آگاه‌تر به چالش کشیده شد.

to avoid sciolism, one must engage deeply with the material.

برای جلوگیری از سطحی‌نگری، باید عمیقاً با مطالب درگیر شوید.

her sciolism in science led to misconceptions.

سطحی‌نگری او در علم منجر به سوءتفاهم شد.

he realized that his sciolism was hindering his growth.

او متوجه شد که سطحی‌نگری او باعث محدود شدن رشدش شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید