| جمع | sciolisms |
sciolism critique
نقد اسکیولیسم
sciolism awareness
آگاهی از اسکیولیسم
sciolism exposure
قرار گرفتن در معرض اسکیولیسم
sciolism debate
بحث درباره اسکیولیسم
sciolism phenomenon
ظرفیت اسکیولیسم
sciolism tendency
تمایل به اسکیولیسم
sciolism discussion
بحث و گفتگو درباره اسکیولیسم
sciolism impact
تاثیر اسکیولیسم
sciolism rejection
رد اسکیولیسم
his sciolism in philosophy was evident during the debate.
اظهارات سطحی او در فلسفه در طول بحث آشکار بود.
she approached the topic with a sense of sciolism, lacking depth.
او با حس سطحینگری به موضوع نزدیک شد و فاقد عمق بود.
critics often accuse him of sciolism in his writings.
منتقدان اغلب او را به دلیل سطحینگری در نوشتههایش متهم میکنند.
his sciolism prevents him from truly understanding the issue.
سطحینگری او مانع از درک واقعی موضوع میشود.
many students fall into the trap of sciolism when studying complex subjects.
بسیاری از دانشآموزان در هنگام مطالعه موضوعات پیچیده در دام سطحینگری میافتند.
she dismissed his arguments as mere sciolism.
او استدلالهای او را صرفاً سطحینگری تلقی کرد.
his sciolism was challenged by more knowledgeable peers.
سطحینگری او توسط همسالان آگاهتر به چالش کشیده شد.
to avoid sciolism, one must engage deeply with the material.
برای جلوگیری از سطحینگری، باید عمیقاً با مطالب درگیر شوید.
her sciolism in science led to misconceptions.
سطحینگری او در علم منجر به سوءتفاهم شد.
he realized that his sciolism was hindering his growth.
او متوجه شد که سطحینگری او باعث محدود شدن رشدش شده است.
sciolism critique
نقد اسکیولیسم
sciolism awareness
آگاهی از اسکیولیسم
sciolism exposure
قرار گرفتن در معرض اسکیولیسم
sciolism debate
بحث درباره اسکیولیسم
sciolism phenomenon
ظرفیت اسکیولیسم
sciolism tendency
تمایل به اسکیولیسم
sciolism discussion
بحث و گفتگو درباره اسکیولیسم
sciolism impact
تاثیر اسکیولیسم
sciolism rejection
رد اسکیولیسم
his sciolism in philosophy was evident during the debate.
اظهارات سطحی او در فلسفه در طول بحث آشکار بود.
she approached the topic with a sense of sciolism, lacking depth.
او با حس سطحینگری به موضوع نزدیک شد و فاقد عمق بود.
critics often accuse him of sciolism in his writings.
منتقدان اغلب او را به دلیل سطحینگری در نوشتههایش متهم میکنند.
his sciolism prevents him from truly understanding the issue.
سطحینگری او مانع از درک واقعی موضوع میشود.
many students fall into the trap of sciolism when studying complex subjects.
بسیاری از دانشآموزان در هنگام مطالعه موضوعات پیچیده در دام سطحینگری میافتند.
she dismissed his arguments as mere sciolism.
او استدلالهای او را صرفاً سطحینگری تلقی کرد.
his sciolism was challenged by more knowledgeable peers.
سطحینگری او توسط همسالان آگاهتر به چالش کشیده شد.
to avoid sciolism, one must engage deeply with the material.
برای جلوگیری از سطحینگری، باید عمیقاً با مطالب درگیر شوید.
her sciolism in science led to misconceptions.
سطحینگری او در علم منجر به سوءتفاهم شد.
he realized that his sciolism was hindering his growth.
او متوجه شد که سطحینگری او باعث محدود شدن رشدش شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید