scofflaw

[ایالات متحده]/ˈskɒf.lɔː/
[بریتانیا]/ˈskɔːf.lɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به قانون بی‌اعتنایی می‌کند، به‌ویژه با عدم پرداخت جریمه‌ها
Word Forms
جمعscofflaws

عبارات و ترکیب‌ها

scofflaw behavior

رفتار قانون‌گریز

scofflaw actions

اقدامات قانون‌گریز

scofflaw society

جامعه قانون‌گریز

scofflaw attitude

نگرش قانون‌گریز

scofflaw individual

فرد قانون‌گریز

scofflaw culture

فرهنگ قانون‌گریز

scofflaw tendencies

تمایلات قانون‌گریز

scofflaw laws

قوانین قانون‌گریزی

scofflaw penalties

مجازات‌های قانون‌گریزی

scofflaw reputation

شهرت قانون‌گریز

جملات نمونه

the scofflaw ignored the parking regulations.

متخلف قوانین پارک را نادیده گرفت.

many scofflaws believe they are above the law.

بسیاری از متخلفان معتقدند که بالاتر از قانون هستند.

the community organized to confront the local scofflaw.

جامعه برای مقابله با متخلف محلی سازماندهی کرد.

being a scofflaw can lead to serious consequences.

متخلف بودن می تواند منجر به عواقب جدی شود.

the scofflaw received a hefty fine for his actions.

متخلف برای اقداماتش جریمه سنگینی دریافت کرد.

residents are tired of the scofflaw's reckless behavior.

ساکنان از رفتار بی‌پروا متخلف خسته شده اند.

law enforcement is cracking down on scofflaws.

نیروی انتظامی در حال سرکوب متخلفان است.

she was labeled a scofflaw after repeatedly breaking the rules.

او پس از نقض مکرر قوانین به عنوان متخلف شناخته شد.

the scofflaw's actions endangered the safety of others.

اقدامات متخلف امنیت دیگران را به خطر انداخت.

people often resent scofflaws who disrupt the community.

مردم اغلب از متخلفانی که باعث ایجاد مزاحمت در جامعه می شوند، ناراضی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید