two scoopfuls
دو پیمانه
three scoopfuls
سه پیمانه
four scoopfuls
چهار پیمانه
one scoopful
یک پیمانه
scoopfuls of sugar
پیمانه های شکر
scoopfuls of flour
پیمانه های آرد
scoopfuls of ice
پیمانه های یخ
scoopfuls of rice
پیمانه های برنج
scoopfuls of soup
پیمانه های سوپ
scoopfuls of cream
پیمانه های خامه
she added two scoopfuls of sugar to her tea.
او دو پیمانه شکر به چای خود اضافه کرد.
we need three scoopfuls of flour for the recipe.
برای دستور غذا به سه پیمانه آرد نیاز داریم.
he served scoopfuls of ice cream to the children.
او به کودکان پیمانه هایی بستنی سرو کرد.
mix in a few scoopfuls of the special sauce.
چند پیمانه از سس مخصوص را مخلوط کنید.
she measured out scoopfuls of the mixture for baking.
او پیمانه هایی از مخلوط را برای پختن اندازه گیری کرد.
he carefully poured scoopfuls of soil into the pot.
او با دقت پیمانه هایی از خاک را در گلدان ریخت.
we need scoopfuls of patience when training a puppy.
وقتی یک توله سگ را آموزش می دهیم به پیمانه هایی صبر نیاز داریم.
she added scoopfuls of protein powder to her smoothie.
او پیمانه هایی از پودر پروتئین به اسموتی خود اضافه کرد.
for the soup, add two scoopfuls of broth concentrate.
برای سوپ، دو پیمانه از عصاره آبگوشت اضافه کنید.
he took scoopfuls of the mixture and shaped them into balls.
او پیمانه هایی از مخلوط را برداشت و آنها را به شکل توپ درآورد.
two scoopfuls
دو پیمانه
three scoopfuls
سه پیمانه
four scoopfuls
چهار پیمانه
one scoopful
یک پیمانه
scoopfuls of sugar
پیمانه های شکر
scoopfuls of flour
پیمانه های آرد
scoopfuls of ice
پیمانه های یخ
scoopfuls of rice
پیمانه های برنج
scoopfuls of soup
پیمانه های سوپ
scoopfuls of cream
پیمانه های خامه
she added two scoopfuls of sugar to her tea.
او دو پیمانه شکر به چای خود اضافه کرد.
we need three scoopfuls of flour for the recipe.
برای دستور غذا به سه پیمانه آرد نیاز داریم.
he served scoopfuls of ice cream to the children.
او به کودکان پیمانه هایی بستنی سرو کرد.
mix in a few scoopfuls of the special sauce.
چند پیمانه از سس مخصوص را مخلوط کنید.
she measured out scoopfuls of the mixture for baking.
او پیمانه هایی از مخلوط را برای پختن اندازه گیری کرد.
he carefully poured scoopfuls of soil into the pot.
او با دقت پیمانه هایی از خاک را در گلدان ریخت.
we need scoopfuls of patience when training a puppy.
وقتی یک توله سگ را آموزش می دهیم به پیمانه هایی صبر نیاز داریم.
she added scoopfuls of protein powder to her smoothie.
او پیمانه هایی از پودر پروتئین به اسموتی خود اضافه کرد.
for the soup, add two scoopfuls of broth concentrate.
برای سوپ، دو پیمانه از عصاره آبگوشت اضافه کنید.
he took scoopfuls of the mixture and shaped them into balls.
او پیمانه هایی از مخلوط را برداشت و آنها را به شکل توپ درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید