scoopfuls

[ایالات متحده]/ˈskuːpfʊlz/
[بریتانیا]/ˈskuːpfəlz/

ترجمه

n. مقدار که یک پیمانه را پر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

two scoopfuls

دو پیمانه

three scoopfuls

سه پیمانه

four scoopfuls

چهار پیمانه

one scoopful

یک پیمانه

scoopfuls of sugar

پیمانه های شکر

scoopfuls of flour

پیمانه های آرد

scoopfuls of ice

پیمانه های یخ

scoopfuls of rice

پیمانه های برنج

scoopfuls of soup

پیمانه های سوپ

scoopfuls of cream

پیمانه های خامه

جملات نمونه

she added two scoopfuls of sugar to her tea.

او دو پیمانه شکر به چای خود اضافه کرد.

we need three scoopfuls of flour for the recipe.

برای دستور غذا به سه پیمانه آرد نیاز داریم.

he served scoopfuls of ice cream to the children.

او به کودکان پیمانه هایی بستنی سرو کرد.

mix in a few scoopfuls of the special sauce.

چند پیمانه از سس مخصوص را مخلوط کنید.

she measured out scoopfuls of the mixture for baking.

او پیمانه هایی از مخلوط را برای پختن اندازه گیری کرد.

he carefully poured scoopfuls of soil into the pot.

او با دقت پیمانه هایی از خاک را در گلدان ریخت.

we need scoopfuls of patience when training a puppy.

وقتی یک توله سگ را آموزش می دهیم به پیمانه هایی صبر نیاز داریم.

she added scoopfuls of protein powder to her smoothie.

او پیمانه هایی از پودر پروتئین به اسموتی خود اضافه کرد.

for the soup, add two scoopfuls of broth concentrate.

برای سوپ، دو پیمانه از عصاره آبگوشت اضافه کنید.

he took scoopfuls of the mixture and shaped them into balls.

او پیمانه هایی از مخلوط را برداشت و آنها را به شکل توپ درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید