heaping helpings
سهم فراوان
heaping amounts
مقادیر فراوان
heaping praise
تعریف و تمجید فراوان
heaping servings
سهم های فراوان
heaping rewards
جوایز فراوان
heaping doses
دوزهای فراوان
heaping piles
توده های فراوان
heaping troubles
مشکلات فراوان
heaping scoops
قاشق های فراوان
heaping criticism
انتقادات فراوان
she added a heaping tablespoon of sugar to her coffee.
او یک قاشق غذاخوری پر از شکر به قهوه خود اضافه کرد.
he served a heaping plate of pasta for dinner.
او یک بشقاب پر از پاستا برای شام سرو کرد.
they received a heaping dose of criticism after the event.
آنها پس از رویداد، یک دوز پر از انتقاد دریافت کردند.
she had a heaping amount of homework to complete.
او مقدار زیادی تکالیف برای انجام دادن داشت.
the garden was filled with heaping piles of leaves.
باغ پر از توده های برگ بود.
he poured a heaping cup of cereal into the bowl.
او یک فنجان پر از غلات را در کاسه ریخت.
we enjoyed a heaping serving of dessert after dinner.
ما از یک وعده دسر پر بعد از شام لذت بردیم.
there was a heaping stack of books on the table.
یک پشته پر از کتاب روی میز وجود داشت.
she gave him a heaping helping of advice.
او به او یک مشورت پر کمک داد.
he was met with a heaping wave of enthusiasm from the crowd.
او با یک موج پر از شور و شوق از سوی جمعیت روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید