heaping

[ایالات متحده]/ˈhiːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhipɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیلی زیاد یا انباشته\nn. عملیات انباشت\nv. عمل انباشتن (شکل انباشت)

عبارات و ترکیب‌ها

heaping helpings

سهم فراوان

heaping amounts

مقادیر فراوان

heaping praise

تعریف و تمجید فراوان

heaping servings

سهم های فراوان

heaping rewards

جوایز فراوان

heaping doses

دوزهای فراوان

heaping piles

توده های فراوان

heaping troubles

مشکلات فراوان

heaping scoops

قاشق های فراوان

heaping criticism

انتقادات فراوان

جملات نمونه

she added a heaping tablespoon of sugar to her coffee.

او یک قاشق غذاخوری پر از شکر به قهوه خود اضافه کرد.

he served a heaping plate of pasta for dinner.

او یک بشقاب پر از پاستا برای شام سرو کرد.

they received a heaping dose of criticism after the event.

آنها پس از رویداد، یک دوز پر از انتقاد دریافت کردند.

she had a heaping amount of homework to complete.

او مقدار زیادی تکالیف برای انجام دادن داشت.

the garden was filled with heaping piles of leaves.

باغ پر از توده های برگ بود.

he poured a heaping cup of cereal into the bowl.

او یک فنجان پر از غلات را در کاسه ریخت.

we enjoyed a heaping serving of dessert after dinner.

ما از یک وعده دسر پر بعد از شام لذت بردیم.

there was a heaping stack of books on the table.

یک پشته پر از کتاب روی میز وجود داشت.

she gave him a heaping helping of advice.

او به او یک مشورت پر کمک داد.

he was met with a heaping wave of enthusiasm from the crowd.

او با یک موج پر از شور و شوق از سوی جمعیت روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید