scorable

[ایالات متحده]/ˈskɔːrəbl/
[بریتانیا]/ˈskɔːrəbl/

ترجمه

adj. قابل امتیازدهی؛ قابل ارزیابی یا تخصیص امتیاز.

عبارات و ترکیب‌ها

scorable points

امتیاز قابل محاسبه

not scorable

غیرقابل محاسبه

fully scorable

کاملاً قابل محاسبه

easily scorable

به راحتی قابل محاسبه

scorable items

موارد قابل محاسبه

scorable activities

فعالیت‌های قابل محاسبه

scorable events

رویدادهای قابل محاسبه

scorable actions

اقدامات قابل محاسبه

scorable moments

لحظات قابل محاسبه

جملات نمونه

coach explained that only scorable points would count toward final game statistics.

مربی توضیح داد که فقط امتیازهای قابل محاسبه برای آمار نهایی بازی محاسبه خواهند شد.

teachers use rubrics to ensure each assessment contains clearly scorable criteria.

معلمان از جداول امتیازبندی برای اطمینان از اینکه هر ارزیابی شامل معیارهای به وضوح قابل محاسبه است، استفاده می‌کنند.

the competition features multiple scorable events including sprinting, jumping and throwing.

این مسابقه شامل چندین رویداد قابل محاسبه است، از جمله دویدن، پرش و پرتاب.

athletes must complete all scorable actions within time limit to qualify for points.

ورزشکاران باید تمام اقدامات قابل محاسبه را در محدودیت زمانی تکمیل کنند تا برای کسب امتیاز واجد شرایط شوند.

the new testing system provides instant feedback on scorable performance areas.

سیستم تست جدید بازخورد فوری در مورد زمینه‌های عملکرد قابل محاسبه ارائه می‌دهد.

in gymnastics every movement is carefully evaluated as a scorable element.

در ژیمناستیک، هر حرکت به عنوان یک عنصر قابل محاسبه به دقت ارزیابی می‌شود.

the jury will only assess scorable components of presentation, not personal style.

داوران فقط اجزای قابل محاسبه ارائه را ارزیابی خواهند کرد، نه سبک شخصی.

managers need to identify which work tasks are truly scorable for employee evaluations.

مدیران باید شناسایی کنند که کدام وظایف کاری واقعاً برای ارزیابی عملکرد کارکنان قابل محاسبه هستند.

the game app tracks all scorable activities and displays real-time leaderboards.

برنامه بازی تمام فعالیت‌های قابل محاسبه را ردیابی کرده و تابلوهای امتیازات بی‌درنگ را نمایش می‌دهد.

researchers developed scorable metrics to measure patient recovery progress.

محققان معیارهای قابل محاسبه‌ای را برای اندازه‌گیری روند بهبودی بیمار توسعه دادند.

each scorable item on exam carries equal weight in final grade calculation.

هر مورد قابل محاسبه در امتحان، وزن یکسانی در محاسبه نمره نهایی دارد.

referee determined goal was scorable play under current competitive rules.

داور تصمیم گرفت که گل یک بازی قابل محاسبه تحت قوانین فعلی مسابقاتی است.

the committee established standardized scorable criteria for judging entries.

کمیته معیارهای قابل محاسبه استاندارد برای ارزیابی ورودی‌ها تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید