ratable income
درآمد قابل تقسیم
ratable property
مال قابل تقسیم
ratable value
ارزش قابل تقسیم
ratable assets
داراییهای قابل تقسیم
ratable expenses
هزینههای قابل تقسیم
ratable income tax
مالیات بر درآمد قابل تقسیم
ratable assessment
ارزیابی قابل تقسیم
ratable earnings
درآمد قابل تقسیم
ratable liabilities
تعهدات قابل تقسیم
ratable revenue
درآمد قابل تقسیم
the property is ratable for tax purposes.
مالیت قابلیت تقسیمبندی دارد.
we need to determine the ratable value of the assets.
ما باید ارزش قابل تقسیم دارایی ها را تعیین کنیم.
ratable income is essential for financial planning.
درآمد قابل تقسیم برای برنامه ریزی مالی ضروری است.
she found the ratable expenses to be quite high.
او متوجه شد که هزینه های قابل تقسیم بسیار زیاد هستند.
ratable properties must meet certain criteria.
املاک قابل تقسیم باید شرایط خاصی را داشته باشند.
the city council discussed ratable assessments.
شورای شهر در مورد ارزیابی های قابل تقسیم بحث کرد.
understanding ratable factors is crucial for appraisers.
درک عوامل قابل تقسیم برای ارزیاب ها بسیار مهم است.
they are working on a ratable system for evaluations.
آنها در حال کار بر روی یک سیستم قابل تقسیم برای ارزیابی ها هستند.
the accountant explained the concept of ratable income.
حسابدار مفهوم درآمد قابل تقسیم را توضیح داد.
ratable assessments can influence property values.
ارزیابی های قابل تقسیم می توانند بر ارزش املاک تأثیر بگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید