scouting

[ایالات متحده]/'skaʊtɪŋ/
[بریتانیا]/'skaʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشاهده فعالیت، فعالیت‌هایی که توسط پیشاهنگان انجام می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

Scouting for talent

جستجوی استعداد

Scouting report

گزارش بررسی

Scouting mission

ماموریت شناسایی

Scouting location

محل بررسی

جملات نمونه

Butcher has been scouting for United.

باچر برای منچستر یونایتد بررسی کرده است.

The scouting report highlighted the player's strengths and weaknesses.

گزارش شناسایی نقاط قوت و ضعف بازیکن را برجسته کرد.

She enjoys scouting for new fashion trends.

او از یافتن روند های مد جدید لذت می برد.

The scouting party ventured deep into the forest to find a suitable campsite.

گروه شناسایی عمیقاً در جنگل برای یافتن یک مکان کمپ مناسب ماجراجویی کرد.

Scouting is an important part of the recruitment process for sports teams.

شناسایی بخش مهمی از فرآیند استخدام برای تیم های ورزشی است.

The company is scouting for a new location to open a branch.

شرکت به دنبال یک مکان جدید برای افتتاح شعبه ای است.

Scouting ahead, the hiker made sure the trail was safe for the group.

با بررسی مسیر، کوهنورد اطمینان حاصل کرد که مسیر برای گروه امن است.

The scout troop went scouting for a suitable place to set up their camp.

گروه پیشاهنگان به دنبال مکانی مناسب برای برپا کردن کمپ خود به شناسایی پرداختند.

Scouting out potential competitors is a common practice in business.

شناسایی رقبای بالقوه یک عمل رایج در کسب و کار است.

The team is scouting young talent to groom for future leadership roles.

تیم در حال شناسایی استعدادهای جوان برای آماده سازی نقش های رهبری آینده است.

Scouting for the best deals, she spent hours comparing prices online.

در حال بررسی بهترین معاملات، او ساعت ها قیمت ها را به صورت آنلاین مقایسه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید