scows

[ایالات متحده]/skaʊ/
[بریتانیا]/skaʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق با کف صاف که برای حمل کالا استفاده می‌شود؛ نوعی بارج؛ قایق با کف صاف باز
v. حمل و نقل با استفاده از یک قایق بارجی

عبارات و ترکیب‌ها

scow at

نگاه عصبانی کردن

scow back

پشت نگاه عصبانی

scow down

نگاه عصبانی به سمت پایین

scow away

دور نگاه کردن با عصبانیت

scow face

چهره عصبانی

scow expression

عبارت چهره عصبانی

scow look

نگاه عصبانی

scow glance

نگاه گذرا با عصبانیت

scow mood

حالت عصبانی

scow response

واکنش عصبانی

جملات نمونه

she scowled at him when he made the joke.

او با دیدن اینکه او شوخی کرد، اخم کرد.

the teacher scowled at the students for being late.

معلم به دلیل دیر رسیدن به دانش آموزان اخم کرد.

he tried to hide his scowl during the meeting.

او سعی کرد اخم خود را در طول جلسه پنهان کند.

she couldn't help but scowl at the messy room.

او نتوانست جلوی اخم کردن به اتاق بهم ریخته را بگیرد.

his scowl indicated that he was not pleased.

اخمش نشان می داد که او راضی نیست.

the dog scowled at the stranger approaching.

سگ به غریبه ای که نزدیک می شد اخم کرد.

she scowled at the idea of waking up early.

او با این ایده که زود بیدار شود اخم کرد.

he gave a scowl when he saw the bill.

وقتی صورت حساب را دید اخم کرد.

her scowl turned into a smile when she heard the news.

وقتی خبر را شنید اخمش به لبخند تبدیل شد.

the scowl on his face suggested he was deep in thought.

اخمش روی صورتش نشان می داد که او عمیقاً در فکر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید