scrapie

[ایالات متحده]/ˈskreɪpi/
[بریتانیا]/ˈskreɪpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیماری واگیردار و تحلیل‌برنده که بر گوسفند تأثیر می‌گذارد و با خارش شدید مشخص می‌شود.
Word Forms
جمعscrapies

عبارات و ترکیب‌ها

scrapie disease

بیماری اسکرپی

scrapie testing

تست اسکرپی

scrapie agent

عامل اسکرپی

scrapie transmission

انتقال اسکرپی

scrapie infection

عفونت اسکرپی

scrapie control

کنترل اسکرپی

scrapie outbreak

شیوع اسکرپی

scrapie resistance

مقاومت در برابر اسکرپی

scrapie research

تحقیقات اسکرپی

scrapie symptoms

علائم اسکرپی

جملات نمونه

scrapie is a contagious disease affecting sheep.

اسکرپی یک بیماری مسری است که بر گوسفندان تأثیر می‌گذارد.

researchers are studying the transmission of scrapie.

محققان در حال بررسی نحوه انتقال اسکرپی هستند.

scrapie symptoms include behavioral changes in infected animals.

علائم اسکرپی شامل تغییرات رفتاری در حیوانات آلوده است.

preventing scrapie in livestock is crucial for farmers.

جلوگیری از اسکرپی در دامداری برای کشاورزان بسیار مهم است.

there is no cure for scrapie once an animal is infected.

پس از آلوده شدن حیوان، هیچ درمانی برای اسکرپی وجود ندارد.

scrapie can be transmitted through contaminated feed.

اسکرپی می‌تواند از طریق خوراک آلوده منتقل شود.

farmers must report any cases of scrapie immediately.

کشاورزان باید هرگونه مورد اسکرپی را فوراً گزارش کنند.

scrapie is part of a group of diseases known as tses.

اسکرپی بخشی از گروهی از بیماری‌ها به نام TSE است.

genetic resistance to scrapie has been identified in some sheep breeds.

مقاومت ژنتیکی در برابر اسکرپی در برخی از نژادهای گوسفندان شناسایی شده است.

monitoring for scrapie is essential in sheep farming.

نظارت بر اسکرپی در دامداری گوسفندان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید