scrappiest

[ایالات متحده]/ˈskræpi/
[بریتانیا]/ˈskræpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مستعد به مبارزه
متشکل از اجزای ناهمگون
فاقد انسجام
پر از انرژی و عزم

عبارات و ترکیب‌ها

scrappy outfit

لباس نامرتب

scrappy fighting style

سبک مبارزه نامرتب

جملات نمونه

a scrappy litigator.

یک وکیل باهوش و سرسخت.

he had a scrappy New York temperament.

او خلق و خوی سرسختانه نیویورکی داشت.

a scrappy programme which didn’t hold my attention

یک برنامه سرسخت که نتوانست توجه من را جلب کند.

scrappy lecture notes piled up unread.

یادداشت‌های سخنرانی سرسخت روی هم انباشته شده و خوانده نشدند.

The scrappy little dog managed to find a way out of the yard.

سگ کوچک و سرسخت توانست راهی برای خروج از حیاط پیدا کند.

She has a scrappy attitude when it comes to challenges.

وقتی صحبت از چالش می شود، او نگرشی سرسخت دارد.

Their scrappy performance won over the audience.

اجرای سرسختانه آنها باعث شد تا مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد.

He is known for his scrappy style of play on the basketball court.

او به خاطر سبک بازی سرسختانه خود در زمین بسکتبال شناخته شده است.

Despite his scrappy appearance, he is actually very intelligent.

با وجود ظاهر سرسختانه اش، او در واقع بسیار باهوش است.

The scrappy team fought hard until the very end of the game.

تیم سرسخت تا آخرین لحظه بازی سخت جنگید.

She has a scrappy work ethic that is admired by her colleagues.

او دارای اخلاق کاری سرسختانه ای است که مورد تحسین همکارانش است.

The scrappy entrepreneur built her business from the ground up.

کارآفرین سرسخت کسب و کار خود را از صفر ساخت.

The scrappy underdog surprised everyone by winning the competition.

برنده غیرمنتظره سرسخت همه را با برنده شدن در مسابقه غافلگیر کرد.

Despite facing many setbacks, she remained scrappy and determined.

با وجود مواجهه با بسیاری از مشکلات، او همچنان سرسخت و مصمم باقی ماند.

نمونه‌های واقعی

The early days of Facebook were a very scrappy time.

روزهای اولیه‌ی فیس‌بوک دورانی بسیار پر تلاش و سخت بود.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

Some say they're yappy but the truth is they're scrappy.

بعضی‌ها می‌گویند که آنها پارس می‌کنند، اما حقیقت این است که آنها پر تلاش هستند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

Odets's plays are talky, scrappy, heartbreaky dramas of the American immigrant experience.

نمایشنامه‌های ادتز، نمایشنامه‌های پرحرف، پر تلاش، غم‌انگیز و دراماتیک تجربه‌ی مهاجران آمریکایی هستند.

منبع: Crash Course in Drama

Scrappy young kid, born into poverty with the deck stacked against him.

کودک جوان و پر تلاش، متولد فقر با دست‌های بسته علیه او.

منبع: Modern Family - Season 08

I don't know. I'm smart and scrappy, I think I'd find a way.

نمی‌دانم. من باهوش و پر تلاش هستم، فکر می‌کنم راهی پیدا کنم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

Let's imagine you run a scrappy auto shop in the heart of Gotham city.

بیایید تصور کنیم که شما یک تعمیرگاه خودروی پر تلاش را در قلب شهر گاتهام اداره می‌کنید.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

A year ago it completed its acquisition of Troika Dialog, a scrappy local investment-banking boutique.

یک سال پیش، خرید ترویکا دیالوگ، یک شرکت سرمایه‌گذاری محلی پر تلاش را به پایان رساند.

منبع: The Economist - Comprehensive

We were a scrappy group sitting in a dingy building on top of a car dealership.

ما یک گروه پر تلاش بودیم که در یک ساختمان کثیف بالای یک تعمیرگاه خودرو نشستیم.

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

I am the scrappy youth, and this stupid jump that has totally devastated my self esteem.

من جوان پر تلاش هستم و این پرش احمقانه که کاملاً عزت نفس من را از بین برده است.

منبع: Q&A in progress.

More than a century after the discoveries, one of papyrology's main tasks is to publish these scrappy manuscripts.

بیش از یک قرن پس از کشف‌ها، یکی از وظایف اصلی پاپیرولوژی انتشار این نسخه‌های خطی پر تلاش است.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید