scribal

[ایالات متحده]/ˈskraɪbəl/
[بریتانیا]/ˈskraɪbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نوشتن یا کپی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scribal art

هنر خطی

scribal culture

فرهنگ خطی

scribal practices

روش‌های خطی

scribal tradition

سنّت خطی

scribal errors

اشتباهات خطی

scribal notes

یادداشت‌های خطی

scribal identity

هویت خطی

scribal skills

مهارت‌های خطی

scribal style

سبک خطی

scribal manuscripts

نسخه‌های خطی

جملات نمونه

the scribal tradition in ancient cultures was vital for record-keeping.

سابقه خط‌نویسی در فرهنگ‌های باستانی برای ثبت سوابق بسیار مهم بود.

she admired the scribal art found in historical manuscripts.

او هنر خط‌نویسی یافت شده در نسخه‌های خطی تاریخی را تحسین کرد.

his scribal skills were evident in the beautiful calligraphy.

مهارت‌های خط‌نویسی او در خوشنویسی زیبا آشکار بود.

the scribal errors in the document caused confusion.

اشتباهات خط‌نویسی در سند باعث سردرگمی شد.

they studied the scribal practices of medieval scholars.

آنها شیوه‌های خط‌نویسی محققان قرون وسطی را مطالعه کردند.

her fascination with scribal history led her to become a paleographer.

علاقه او به تاریخ خط‌نویسی باعث شد او به یک متخصص باستان‌شناسی تبدیل شود.

the scribal community played a crucial role in preserving knowledge.

جامعه خط‌نویسان نقش مهمی در حفظ دانش ایفا کرد.

he found a collection of scribal texts in the library.

او مجموعه‌ای از متون خط‌نویسی را در کتابخانه پیدا کرد.

the scribal culture of the time was rich and diverse.

فرهنگ خط‌نویسی آن زمان غنی و متنوع بود.

understanding scribal conventions is essential for historians.

درک قراردادهای خط‌نویسی برای مورخان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید