scruffinesses matter
اهمیت زبر و روها
scruffinesses observed
زبر و روها مشاهده شد
scruffinesses noted
زبر و روها ذکر شد
scruffinesses increase
زبر و روها افزایش یافت
scruffinesses decrease
زبر و روها کاهش یافت
scruffinesses challenge
چالش زبر و روها
scruffinesses trend
روند زبر و روها
scruffinesses standards
استانداردهای زبر و رو
scruffinesses issues
مشکلات زبر و رو
scruffinesses effects
اثرات زبر و رو
the scruffinesses of his outfit made him look unprofessional.
ناهمواریهای لباسش باعث میشد غیرحرفهای به نظر برسد.
despite her scruffinesses, she had a charming personality.
با وجود ناهمواریهایش، شخصیتی جذاب داشت.
his scruffinesses were overlooked because of his talent.
ناهمواریهایش نادیده گرفته میشدند به دلیل استعدادش.
the scruffinesses of the room indicated it hadn’t been cleaned in a while.
ناهمواریهای اتاق نشان میداد که مدتی است تمیز نشده است.
she embraced her scruffinesses as a form of self-expression.
او ناهمواریهای خود را به عنوان یک شکل از بیان خود پذیرفت.
his scruffinesses were a reflection of his carefree lifestyle.
ناهمواریهای او بازتابی از سبک زندگی بیخیال او بود.
people often judge others by their scruffinesses.
افراد اغلب دیگران را بر اساس ناهمواریهایشان قضاوت میکنند.
she decided to clean up her scruffinesses before the interview.
او تصمیم گرفت قبل از مصاحبه ناهمواریهای خود را از بین ببرد.
the scruffinesses of the dog made it look more endearing.
ناهمواریهای سگ باعث میشد بیشتر دوستداشتنی به نظر برسد.
his scruffinesses did not deter her from liking him.
ناهمواریهای او مانع از دوست داشتن او نشد.
scruffinesses matter
اهمیت زبر و روها
scruffinesses observed
زبر و روها مشاهده شد
scruffinesses noted
زبر و روها ذکر شد
scruffinesses increase
زبر و روها افزایش یافت
scruffinesses decrease
زبر و روها کاهش یافت
scruffinesses challenge
چالش زبر و روها
scruffinesses trend
روند زبر و روها
scruffinesses standards
استانداردهای زبر و رو
scruffinesses issues
مشکلات زبر و رو
scruffinesses effects
اثرات زبر و رو
the scruffinesses of his outfit made him look unprofessional.
ناهمواریهای لباسش باعث میشد غیرحرفهای به نظر برسد.
despite her scruffinesses, she had a charming personality.
با وجود ناهمواریهایش، شخصیتی جذاب داشت.
his scruffinesses were overlooked because of his talent.
ناهمواریهایش نادیده گرفته میشدند به دلیل استعدادش.
the scruffinesses of the room indicated it hadn’t been cleaned in a while.
ناهمواریهای اتاق نشان میداد که مدتی است تمیز نشده است.
she embraced her scruffinesses as a form of self-expression.
او ناهمواریهای خود را به عنوان یک شکل از بیان خود پذیرفت.
his scruffinesses were a reflection of his carefree lifestyle.
ناهمواریهای او بازتابی از سبک زندگی بیخیال او بود.
people often judge others by their scruffinesses.
افراد اغلب دیگران را بر اساس ناهمواریهایشان قضاوت میکنند.
she decided to clean up her scruffinesses before the interview.
او تصمیم گرفت قبل از مصاحبه ناهمواریهای خود را از بین ببرد.
the scruffinesses of the dog made it look more endearing.
ناهمواریهای سگ باعث میشد بیشتر دوستداشتنی به نظر برسد.
his scruffinesses did not deter her from liking him.
ناهمواریهای او مانع از دوست داشتن او نشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید