scunner

[ایالات متحده]/ˈskʌnə/
[بریتانیا]/ˈskʌnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. موجب نفرت شدن به
n. نفرت؛ بیزاری
vi. احساس نفرت کردن
Word Forms
جمعscunners

عبارات و ترکیب‌ها

scunner at

ناراحت بودن

scunner off

خسته شدن

scunnered out

ناامید

scunner me

منو ناراحت کن

scunnered by

تحقیر شده توسط

scunner to

به ناراحتی

scunner about

در مورد ناراحتی

scunner away

دور شدن از ناراحتی

scunner with

ناراحت بودن با

scunner over

ناراحت بودن روی

جملات نمونه

don't let the scunner of the situation get to you.

نگذارید ناراحتی ناشی از شرایط به شما برسد.

she felt a scunner towards the way he treated her.

او نسبت به نحوه رفتار او احساس انزجار کرد.

his constant complaining left me with a scunner.

شکایت‌های مداوم او باعث شد من از او بیزار شوم.

after the long meeting, i was left with a scunner for the project.

پس از جلسه طولانی، من نسبت به پروژه احساس انزجار کردم.

she had a scunner for the food after tasting it.

پس از چشیدن آن، او نسبت به غذا احساس انزجار کرد.

his rude remarks gave me a scunner for the conversation.

اظهارات بی‌ادبانه او باعث شد من از گفتگو بیزار شوم.

there's a scunner in the air when they argue.

وقتی بحث می‌کنند، حس انزجار در هوا وجود دارد.

she expressed her scunner for the poor service at the restaurant.

او انزجار خود را نسبت به خدمات ضعیف در رستوران ابراز کرد.

he couldn't hide his scunner for the unfair treatment.

او نمی‌توانست انزجار خود را نسبت به رفتار ناعادلانه پنهان کند.

after the incident, there was a palpable scunner in the room.

پس از حادثه، یک انزجار آشکار در اتاق وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید