scup

[ایالات متحده]/skʌp/
[بریتانیا]/skʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که به عنوان اسکوپ یا پورگی شناخته می‌شود
Word Forms
جمعscups

عبارات و ترکیب‌ها

scup of tea

لیوان چای

scup of coffee

لیوان قهوه

scup of soup

لیوان سوپ

scup of rice

لیوان برنج

scup of milk

لیوان شیر

scup of yogurt

لیوان ماست

scup of fruit

لیوان میوه

scup of salad

لیوان سالاد

scup of cereal

لیوان غلات

جملات نمونه

he decided to scup the fish he caught today.

او تصمیم گرفت ماهی‌هایی که امروز صید کرده بود را جمع‌آوری کند.

she used a net to scup the shrimp from the pond.

او از یک تور برای جمع‌آوری میگوی از برکه استفاده کرد.

we need to scup the debris from the old construction site.

ما باید بقایای محل ساخت و ساز قدیمی را جمع‌آوری کنیم.

he learned how to scup the vegetables for the salad.

او یاد گرفت که چگونه سبزیجات مورد استفاده در سالاد را جمع‌آوری کند.

they plan to scup the old furniture before moving.

آنها قصد دارند قبل از نقل مکان، مبلمان قدیمی را جمع‌آوری کنند.

she is going to scup the garden to prepare for planting.

او قصد دارد برای آماده‌سازی کاشت، باغ را جمع‌آوری کند.

after the storm, we had to scup the fallen branches.

بعد از طوفان، مجبور شدیم شاخه‌های افتاده را جمع‌آوری کنیم.

he likes to scup the sand to make a smooth surface.

او دوست دارد شن را جمع‌آوری کند تا یک سطح صاف ایجاد کند.

they scup the ice off the driveway every winter.

آنها هر زمستان یخ را از روی پیاده‌رو جمع‌آوری می‌کنند.

it's important to scup the area before starting the project.

قبل از شروع پروژه، جمع‌آوری منطقه مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید