| جمع | scups |
scup of tea
لیوان چای
scup of coffee
لیوان قهوه
scup of soup
لیوان سوپ
scup of rice
لیوان برنج
scup of milk
لیوان شیر
scup of yogurt
لیوان ماست
scup of fruit
لیوان میوه
scup of salad
لیوان سالاد
scup of cereal
لیوان غلات
he decided to scup the fish he caught today.
او تصمیم گرفت ماهیهایی که امروز صید کرده بود را جمعآوری کند.
she used a net to scup the shrimp from the pond.
او از یک تور برای جمعآوری میگوی از برکه استفاده کرد.
we need to scup the debris from the old construction site.
ما باید بقایای محل ساخت و ساز قدیمی را جمعآوری کنیم.
he learned how to scup the vegetables for the salad.
او یاد گرفت که چگونه سبزیجات مورد استفاده در سالاد را جمعآوری کند.
they plan to scup the old furniture before moving.
آنها قصد دارند قبل از نقل مکان، مبلمان قدیمی را جمعآوری کنند.
she is going to scup the garden to prepare for planting.
او قصد دارد برای آمادهسازی کاشت، باغ را جمعآوری کند.
after the storm, we had to scup the fallen branches.
بعد از طوفان، مجبور شدیم شاخههای افتاده را جمعآوری کنیم.
he likes to scup the sand to make a smooth surface.
او دوست دارد شن را جمعآوری کند تا یک سطح صاف ایجاد کند.
they scup the ice off the driveway every winter.
آنها هر زمستان یخ را از روی پیادهرو جمعآوری میکنند.
it's important to scup the area before starting the project.
قبل از شروع پروژه، جمعآوری منطقه مهم است.
scup of tea
لیوان چای
scup of coffee
لیوان قهوه
scup of soup
لیوان سوپ
scup of rice
لیوان برنج
scup of milk
لیوان شیر
scup of yogurt
لیوان ماست
scup of fruit
لیوان میوه
scup of salad
لیوان سالاد
scup of cereal
لیوان غلات
he decided to scup the fish he caught today.
او تصمیم گرفت ماهیهایی که امروز صید کرده بود را جمعآوری کند.
she used a net to scup the shrimp from the pond.
او از یک تور برای جمعآوری میگوی از برکه استفاده کرد.
we need to scup the debris from the old construction site.
ما باید بقایای محل ساخت و ساز قدیمی را جمعآوری کنیم.
he learned how to scup the vegetables for the salad.
او یاد گرفت که چگونه سبزیجات مورد استفاده در سالاد را جمعآوری کند.
they plan to scup the old furniture before moving.
آنها قصد دارند قبل از نقل مکان، مبلمان قدیمی را جمعآوری کنند.
she is going to scup the garden to prepare for planting.
او قصد دارد برای آمادهسازی کاشت، باغ را جمعآوری کند.
after the storm, we had to scup the fallen branches.
بعد از طوفان، مجبور شدیم شاخههای افتاده را جمعآوری کنیم.
he likes to scup the sand to make a smooth surface.
او دوست دارد شن را جمعآوری کند تا یک سطح صاف ایجاد کند.
they scup the ice off the driveway every winter.
آنها هر زمستان یخ را از روی پیادهرو جمعآوری میکنند.
it's important to scup the area before starting the project.
قبل از شروع پروژه، جمعآوری منطقه مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید