scutcheon

[ایالات متحده]/ˈskʌtʃən/
[بریتانیا]/ˈskʌtʃən/

ترجمه

n. صفحه یا سپر که نشان خانوادگی یا نام را نمایش می‌دهد؛ یک صفحه یا پوشش حفاظتی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

name scutcheon

نام نشان

scutcheon plate

صفحه نشان

valve scutcheon

نشان شیر

scutcheon design

طراحی نشان

door scutcheon

نشان درب

scutcheon cover

پوشش نشان

scutcheon mounting

مونتاژ نشان

scutcheon detail

جزئیات نشان

scutcheon fitting

اتصال نشان

scutcheon style

سبک نشان

جملات نمونه

the scutcheon on the door displayed the family crest.

سِکوتِشن روی درر نشان‌دهنده نشان خانوادگی بود.

he polished the scutcheon until it shone brightly.

او سِکوتِشن را تا زمانی که به شدت می‌درخشید، صیقل داد.

the scutcheon was made of brass and had intricate designs.

سِکوتِشن از برنج ساخته شده بود و طرح‌های پیچیده‌ای داشت.

she hung a scutcheon above the fireplace as a decoration.

او یک سِکوتِشن را به عنوان تزئیناتی بالای شومینه آویزان کرد.

in heraldry, a scutcheon represents a shield or emblem.

در نشان‌شناسی، یک سِکوتِشن نشان‌دهنده سپر یا نشان است.

the antique shop had a collection of vintage scutcheons.

فروشگاه عتیقه‌فروشی مجموعه‌ای از سِکوتِشن‌های قدیمی داشت.

he inherited a scutcheon that belonged to his ancestors.

او یک سِکوتِشن را که متعلق به نیاکانش بود، به ارث برد.

the scutcheon on the trophy was engraved with the winner's name.

سِکوتِشن روی جام با نام برنده حک شده بود.

during the ceremony, they unveiled a scutcheon commemorating the event.

در طول مراسم، آنها یک سِکوتِشن را که به مناسبت این رویداد گرامیداشت، رونق بخشیدند.

he designed a unique scutcheon for his new business.

او یک سِکوتِشن منحصر به فرد برای کسب و کار جدید خود طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید