The cylinder was lifted from the seabed in a sling.
سیلندر با استفاده از یک اسلینگ از کف دریا بلند شد.
They creep along the seabed, their whiskery vibrissae probing the surface to feel for the tubes of buried mollusks.
آنها در بستر دریا حرکت میکنند، ویبریسای پشمدارشان سطح را لمس میکنند تا لولههای نرمتنان دفن شده را حس کنند.
In the Gulf of Mexico, trawlers ply back and forth year in year out, hauling vast nets that scarify the seabed and allow no time for plant and animal life to recover.
در خلیج مکزیکو، کشتیهای صیادی به طور مداوم سال در سال به جلو و عقب میروند، و شبکههای بزرگ را که بستر دریا را خراش میدهند و فرصتی برای بازیابی حیات گیاهی و جانوری وجود ندارد، بیرون میکشند.
The shipwreck was discovered on the seabed.
کشتی شکسته در اعماق دریا کشف شد.
Marine life thrives on the seabed.
زندگی دریایی در اعماق دریا شکوفا می شود.
The divers explored the colorful coral reefs on the seabed.
غواصان به بررسی صخرههای مرجانی رنگارنگ در اعماق دریا پرداختند.
Sunken treasures lie hidden on the seabed.
گنجهای غرق شده در اعماق دریا پنهان شدهاند.
Scientists study the geology of the seabed to understand oceanic processes.
دانشمندان زمین شناسی بستر دریا را برای درک فرآیندهای اقیانوسی مطالعه میکنند.
The submarine descended to the seabed to collect samples.
زیر دریایی برای جمع آوری نمونه به اعماق دریا فرستاده شد.
Fishermen trawl the seabed for shrimp and fish.
ماهیتراشان برای صید میگو و ماهی در اعماق دریا تور می اندازند.
The seabed is home to a diverse range of species.
بستر دریا زیستگاه گونه های متنوعی از موجودات است.
Oil spills can have devastating effects on the seabed ecosystem.
نشت نفت می تواند اثرات ویرانگری بر اکوسیستم بستر دریا داشته باشد.
Seabed mining poses a threat to marine habitats.
استخراج معادن از بستر دریا تهدیدی برای زیستگاه های دریایی است.
The cylinder was lifted from the seabed in a sling.
سیلندر با استفاده از یک اسلینگ از کف دریا بلند شد.
They creep along the seabed, their whiskery vibrissae probing the surface to feel for the tubes of buried mollusks.
آنها در بستر دریا حرکت میکنند، ویبریسای پشمدارشان سطح را لمس میکنند تا لولههای نرمتنان دفن شده را حس کنند.
In the Gulf of Mexico, trawlers ply back and forth year in year out, hauling vast nets that scarify the seabed and allow no time for plant and animal life to recover.
در خلیج مکزیکو، کشتیهای صیادی به طور مداوم سال در سال به جلو و عقب میروند، و شبکههای بزرگ را که بستر دریا را خراش میدهند و فرصتی برای بازیابی حیات گیاهی و جانوری وجود ندارد، بیرون میکشند.
The shipwreck was discovered on the seabed.
کشتی شکسته در اعماق دریا کشف شد.
Marine life thrives on the seabed.
زندگی دریایی در اعماق دریا شکوفا می شود.
The divers explored the colorful coral reefs on the seabed.
غواصان به بررسی صخرههای مرجانی رنگارنگ در اعماق دریا پرداختند.
Sunken treasures lie hidden on the seabed.
گنجهای غرق شده در اعماق دریا پنهان شدهاند.
Scientists study the geology of the seabed to understand oceanic processes.
دانشمندان زمین شناسی بستر دریا را برای درک فرآیندهای اقیانوسی مطالعه میکنند.
The submarine descended to the seabed to collect samples.
زیر دریایی برای جمع آوری نمونه به اعماق دریا فرستاده شد.
Fishermen trawl the seabed for shrimp and fish.
ماهیتراشان برای صید میگو و ماهی در اعماق دریا تور می اندازند.
The seabed is home to a diverse range of species.
بستر دریا زیستگاه گونه های متنوعی از موجودات است.
Oil spills can have devastating effects on the seabed ecosystem.
نشت نفت می تواند اثرات ویرانگری بر اکوسیستم بستر دریا داشته باشد.
Seabed mining poses a threat to marine habitats.
استخراج معادن از بستر دریا تهدیدی برای زیستگاه های دریایی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید