seance

[ایالات متحده]/'sea:ns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسه‌ای که در آن مردم سعی می‌کنند با ارواح مردگان ارتباط برقرار کنند
Word Forms
جمعseances

جملات نمونه

spiritual tappings at a seance

ضربه های معنوی در یک جلسه

They conducted a seance to communicate with the spirits.

آنها یک جلسه برگزار کردند تا با ارواح ارتباط برقرار کنند.

The medium led the seance to contact the deceased.

متوسط ​​جلسه را برای تماس با متوفیان هدایت کرد.

During the seance, strange things started happening in the room.

در طول جلسه، اتفاقات عجیبی در اتاق شروع شد.

People gathered around the table for the seance.

افراد برای جلسه دور میز جمع شدند.

The seance was filled with eerie sounds and mysterious movements.

جلسه پر از صداهای عجیب و حرکت های مرموز بود.

The group held a seance to try to find answers.

گروه یک جلسه برگزار کرد تا سعی کند پاسخ هایی پیدا کند.

She claimed to have witnessed a seance where a ghost appeared.

او ادعا کرد شاهد یک جلسه بوده که در آن یک شبح ظاهر شده است.

The seance room was dimly lit with candles.

اتاق جلسه کم نور بود و با شمع روشن شده بود.

Many people believe in the power of a seance to communicate with the spiritual realm.

بسیاری از مردم به قدرت یک جلسه برای ارتباط با قلمرو معنوی اعتقاد دارند.

The seance ended abruptly when a loud noise startled everyone.

جلسه به طور ناگهانی به پایان رسید وقتی یک صدای بلند باعث ترس همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید