searchingly

[ایالات متحده]/ˈsɜːtʃɪŋli/
[بریتانیا]/ˈsɜrʧɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به دنبال یا جستجوی چیزی باشد

عبارات و ترکیب‌ها

look searchingly

به دقت نگاه کردن

searchingly gaze

نگاه دقیق

speak searchingly

با دقت صحبت کردن

searchingly question

پرسش با دقت

searchingly glance

نگاهی گذرا با دقت

searchingly observe

مشاهده با دقت

searchingly inquire

پرسش و تحقیق با دقت

searchingly listen

گوش دادن با دقت

searchingly reflect

بازتاب با دقت

searchingly seek

جستجوی دقیق

جملات نمونه

she looked at him searchingly, trying to read his thoughts.

او با دقت به او نگاه کرد و سعی کرد افکارش را بخواند.

the detective searched the room searchingly for any clues.

مامور پلیس به دنبال هر گونه سرنخی، اتاق را با دقت جستجو کرد.

he asked her searchingly about her past experiences.

او با دقت از او درباره تجربیات گذشته‌اش سوال کرد.

she searched the crowd searchingly for a familiar face.

او جمعیت را با دقت برای یافتن چهره آشنایی جستجو کرد.

the teacher looked at the students searchingly, hoping for engagement.

معلم با امید به تعامل، با دقت به دانش‌آموزان نگاه کرد.

he examined the document searchingly for any errors.

او سند را با دقت برای یافتن هر گونه اشتباه بررسی کرد.

she listened searchingly to his explanation, seeking clarity.

او برای روشن شدن، با دقت به توضیح او گوش داد.

the artist gazed searchingly at his canvas, searching for inspiration.

هنرمند با دقت به بوم نقاشی خود خیره شد و به دنبال الهام بود.

he spoke searchingly, as if trying to uncover hidden truths.

او با دقت صحبت کرد، گویی سعی داشت حقایق پنهان را کشف کند.

she searched searchingly through her memories for the answer.

او با دقت در خاطرات خود به دنبال پاسخ گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید