sectarianisms

[ایالات متحده]/sekˈteəriənɪzəm/
[بریتانیا]/sekˈteriənɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرقه‌گرایی; آگاهی از فرقه‌ها.

جملات نمونه

He condemned religious sectarianism.

او سکتاریسم مذهبی را محکوم کرد.

sectarianism can lead to conflicts within a community

فرقه‌گرایی می‌تواند منجر به درگیری در یک جامعه شود.

sectarianism often arises from differences in religious beliefs

فرقه‌گرایی اغلب از تفاوت در باورهای مذهبی ناشی می‌شود.

political sectarianism can hinder progress in a country

فرقه‌گرایی سیاسی می‌تواند پیشرفت یک کشور را مختل کند.

sectarianism can divide people along religious lines

فرقه‌گرایی می‌تواند مردم را بر اساس خطوط مذهبی تقسیم کند.

sectarianism can be a barrier to social cohesion

فرقه‌گرایی می‌تواند مانعی برای همبستگی اجتماعی باشد.

sectarianism can lead to discrimination against certain groups

فرقه‌گرایی می‌تواند منجر به تبعیض علیه گروه‌های خاصی شود.

sectarianism can undermine efforts for peace and unity

فرقه‌گرایی می‌تواند تلاش‌ها برای صلح و وحدت را تضعیف کند.

sectarianism often results in violence and unrest

فرقه‌گرایی اغلب منجر به خشونت و ناآرامی می‌شود.

sectarianism can create a sense of 'us versus them' mentality

فرقه‌گرایی می‌تواند حسی از تفکر 'ما در برابر آنها' ایجاد کند.

sectarianism is a significant challenge in many societies

فرقه‌گرایی یک چالش مهم در بسیاری از جوامع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید