heavily sedated
به شدت آرامبخش
lightly sedated
به آرامی آرامبخش
sedated patient
بیمار آرامبخش
sedated state
حالت آرامبخش
sedated animal
حیوان آرامبخش
sedated condition
وضعیت آرامبخش
sedated mind
ذهن آرامبخش
sedated feeling
احساس آرامبخش
sedated response
پاسخ آرامبخش
sedated behavior
رفتار آرامبخش
the patient was sedated before the surgery.
بیمار قبل از عمل جراحی آرامسازی شد.
after the accident, he was heavily sedated.
پس از حادثه، او به شدت آرامسازی شد.
the vet sedated the cat for the examination.
پزشک دامپزشکی گربه را برای معاینه آرامسازی کرد.
she felt more relaxed after being sedated.
او بعد از آرامسازی احساس آرامش بیشتری کرد.
he was sedated to manage his anxiety.
او برای کنترل اضطرابش آرامسازی شد.
the dentist sedated her before the procedure.
دندانپزشک او را قبل از انجام عمل آرامسازی کرد.
they decided to sedate the animal for transport.
آنها تصمیم گرفتند حیوان را برای حمل و نقل آرامسازی کنند.
she was sedated for her own comfort during the flight.
او برای راحتی خود در طول پرواز آرامسازی شد.
after being sedated, he fell into a deep sleep.
پس از آرامسازی، او در یک خواب عمیق فرو رفت.
heavily sedated
به شدت آرامبخش
lightly sedated
به آرامی آرامبخش
sedated patient
بیمار آرامبخش
sedated state
حالت آرامبخش
sedated animal
حیوان آرامبخش
sedated condition
وضعیت آرامبخش
sedated mind
ذهن آرامبخش
sedated feeling
احساس آرامبخش
sedated response
پاسخ آرامبخش
sedated behavior
رفتار آرامبخش
the patient was sedated before the surgery.
بیمار قبل از عمل جراحی آرامسازی شد.
after the accident, he was heavily sedated.
پس از حادثه، او به شدت آرامسازی شد.
the vet sedated the cat for the examination.
پزشک دامپزشکی گربه را برای معاینه آرامسازی کرد.
she felt more relaxed after being sedated.
او بعد از آرامسازی احساس آرامش بیشتری کرد.
he was sedated to manage his anxiety.
او برای کنترل اضطرابش آرامسازی شد.
the dentist sedated her before the procedure.
دندانپزشک او را قبل از انجام عمل آرامسازی کرد.
they decided to sedate the animal for transport.
آنها تصمیم گرفتند حیوان را برای حمل و نقل آرامسازی کنند.
she was sedated for her own comfort during the flight.
او برای راحتی خود در طول پرواز آرامسازی شد.
after being sedated, he fell into a deep sleep.
پس از آرامسازی، او در یک خواب عمیق فرو رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید