segregative

[ایالات متحده]/ˈsɛɡrɪɡətɪv/
[بریتانیا]/ˈsɛɡrəˌɡeɪtɪv/

ترجمه

adj. مربوط به جدایی گروه‌ها; تمایل نداشتن به اجتماعی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

segregative policy

سیاست جداسازی

segregative approach

رویکرد جداسازی

segregative system

سیستم جداسازی

segregative measures

اقدامات جداسازی

segregative practices

روش‌های جداسازی

segregative effects

اثرات جداسازی

segregative forces

نیروهای جداسازی

segregative trends

روندهای جداسازی

segregative strategies

استراتژی‌های جداسازی

segregative framework

چارچوب جداسازی

جملات نمونه

the segregative policies led to social unrest.

سیاست‌های تبعیض‌آمیز منجر به ناآرامی‌های اجتماعی شد.

segregative practices in schools can harm students' development.

ممارسات تبعیض‌آمیز در مدارس می‌تواند به رشد دانش‌آموزان آسیب برساند.

they implemented segregative measures to control the population.

آنها برای کنترل جمعیت، اقدامات تبعیض‌آمیز را اجرا کردند.

segregative attitudes can create barriers between communities.

نگرش‌های تبعیض‌آمیز می‌توانند موانعی بین جوامع ایجاد کنند.

the segregative nature of the law was challenged in court.

طبیعت تبعیض‌آمیز قانون در دادگاه به چالش کشیده شد.

segregative environments can lead to increased tension.

محیط‌های تبعیض‌آمیز می‌توانند منجر به افزایش تنش شوند.

many activists oppose segregative housing policies.

بسیاری از فعالان با سیاست‌های مسکن تبعیض‌آمیز مخالفند.

segregative systems often perpetuate inequality.

سیستم‌های تبعیض‌آمیز اغلب نابرابری را تداوم می‌بخشند.

the segregative effects of the policy were evident.

اثرات تبعیض‌آمیز سیاست آشکار بود.

segregative measures in the workplace can lead to discrimination.

اقدامات تبعیض‌آمیز در محل کار می‌تواند منجر به تبعیض شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید