seines

[ایالات متحده]/seɪnz/
[بریتانیا]/seɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ماهیگیری با استفاده از تور
n. نوعی تور ماهیگیری؛ نوعی تور ماهیگیری

عبارات و ترکیب‌ها

fish seines

تور صید ماهی

seines used

استفاده از تور

seines catch

گرفتن با تور

seines method

روش تور

seines design

طراحی تور

seines deployment

استقرار تور

seines operation

عملکرد تور

seines types

انواع تور

seines fishing

ماهیگیری با تور

seines technique

تکنیک تور

جملات نمونه

he often seines for fish in the river.

او اغلب برای ماهیگیری در رودخانه از تور سینه استفاده می‌کند.

she learned how to seine effectively during her summer job.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر در طول کار تابستانی خود از تور سینه استفاده کند.

the fisherman uses large nets to seine the area.

ماهیگیر از تورهای بزرگ برای تور کشیدن منطقه استفاده می‌کند.

they seine the lake every spring for fresh fish.

آنها هر بهار دریاچه را برای ماهی تازه تور می‌کشند.

using a seine can help catch a variety of fish.

استفاده از تور سینه می‌تواند به گرفتن انواع ماهی کمک کند.

the team seined the estuary for research purposes.

تیم برای اهداف تحقیقاتی، استرو را تور کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید