seiters

[ایالات متحده]//ˈsaɪtərz//
[بریتانیا]//ˈsaɪtərz//

ترجمه

n. جمع seiter؛ یک نام خانوادگی

جملات نمونه

the old dog seitered around the living room before settling down.

سگ قدیمی در اتاق نشیمن خود به دور می‌چرخید تا نهایتاً آرام بنشیند.

the engineer fixed the connection on the main seiter board.

مهندس اتصال روی صفحه اصلی سایت‌ر را تعمیر کرد.

heavy rain caused the car to seiter slightly on the muddy road.

باران شدید باعث شد که ماشین کمی روی جاده لای‌زده سایت‌ر شود.

please check the seiter for any loose wires or damage.

لطفاً سایت‌ر را برای وجود سیم‌های لرزان یا آسیب‌دیدگی بررسی کنید.

the tired hiker began to seiter under the weight of his backpack.

پیاده‌رو خسته شروع به سایت‌ر زیر وزن کیف پشت خود کرد.

the marketing team launched a campaign to promote the new seiter product.

تیم بازاریابی یک کمپین برای تبلیغ محصول جدید سایت‌ر راه اندازی کرد.

during the storm, the small boat began to seiter dangerously.

در طی باران، قایق کوچک شروع به سایت‌ر خطرناک کرد.

the technician installed the seiter to improve the network signal.

تکنیسیون سایت‌ر را نصب کرد تا سیگنال شبکه را بهبود بخشد.

after the long journey, the truck started to seiter on the highway.

پس از سفر طولانی، کامیون شروع به سایت‌ر روی جاده اصلی کرد.

adjust the seiter settings to optimize the data flow.

تنظیمات سایت‌ر را تنظیم کنید تا جریان داده‌ها بهینه شود.

the child watched the leaf seiter in the wind.

کودک برگ سایت‌ر را در باد مشاهده کرد.

a faulty seiter can cause significant delays in the production line.

یک سایت‌ر معیوب می‌تواند باعث تاخیرات قابل توجه در خط تولید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید