self-rotating

[ایالات متحده]/[ˈself ˈrɒtɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈroʊtɪŋ]/

ترجمه

adj. توانایی چرخیدن خودش را دارد؛ خودچرخ؛ دارای مکانیزم چرخاندن که نیازی به توان خارجی ندارد.
adv. چرخیدن خودش؛ بدون کمک خارجی.

عبارات و ترکیب‌ها

self-rotating carousel

گردش خودکار چرخ

self-rotating mechanism

مکانیزم گردش خودکار

self-rotating base

پایه گردش خودکار

self-rotating display

نمایشگر گردش خودکار

self-rotating platform

پلتفرم گردش خودکار

was self-rotating

گردش خودکار بود

self-rotating design

طراحی گردش خودکار

self-rotating system

سیستم گردش خودکار

self-rotating stand

میز گردش خودکار

is self-rotating

گردش خودکار است

جملات نمونه

the self-rotating carousel was a hit at the fair.

چرخ خود چرخان فریب‌زده در بازار بود.

we purchased a self-rotating display stand for the store.

ما یک پایه نمایش خود چرخان را برای فروشگاه خریداری کردیم.

the self-rotating sprinkler head saved water and time.

سر چرšه خود چرخان آب و زمان را صرفه جویی کرد.

the self-rotating platform allowed for 360-degree views.

پلتفرم خود چرخان دید 360 درجه را امکان پذیر کرد.

the self-rotating brush cleaned the entire floor.

فرشاة خود چرخان کف کامل را پاک کرد.

the self-rotating mechanism was surprisingly quiet.

مکانیزم خود چرخان به طور شگفت‌آوری آرام بود.

the self-rotating ad display caught many eyes.

نمایش تبلیغات خود چرخان چشم‌های زیادی را جذب کرد.

the self-rotating stage created a dynamic performance.

پایه خود چرخان یک عملکرد دینامیک ایجاد کرد.

the self-rotating feature is a key selling point.

ویژگی خود چرخان یک نقطه فروش کلیدی است.

the self-rotating camera provided a full view.

دوربین خود چرخان یک دید کامل ارائه کرد.

the self-rotating oven cooked food evenly.

فر خود چرخان غذا را به طور یکنواخت پخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید