semes

[ایالات متحده]/ˈsiːmi/
[بریتانیا]/ˈsiːmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد از معنا در نشانه‌شناسی، که نمایانگر یک نشانه یا یک جزء از نشانه است

عبارات و ترکیب‌ها

seme analysis

تجزیه و تحلیل سمه

seme theory

نظریه سمه

seme structure

ساختار سمه

seme mapping

نگاشت سمه

seme model

مدل سمه

seme function

تابع سمه

seme relation

ارتباط سمه

seme representation

بازنمایی سمه

seme field

حوزه سمه

seme feature

ویژگی سمه

جملات نمونه

he decided to seme his garden with a variety of flowers.

او تصمیم گرفت باغ خود را با انواع گل‌ها بکارد.

to seme the field properly, you need to prepare the soil first.

برای به کار کردن مناسب زمین، ابتدا باید خاک را آماده کنید.

farmers often seme their crops in early spring.

کشاورزان اغلب محصولات خود را در اوایل بهار می‌کارند.

she loves to seme herbs in her kitchen garden.

او عاشق به کار کردن گیاهان دارویی در باغچه آشپزخانه خود است.

it is essential to seme seeds at the right depth.

بسیار مهم است که دانه‌ها را در عمق مناسب بکارید.

they plan to seme a new variety of rice this year.

آنها قصد دارند امسال یک نوع برنج جدید بکارند.

to ensure a good harvest, you must seme at the right time.

برای اطمینان از برداشت خوب، باید در زمان مناسب بکارید.

he learned to seme vegetables from his grandfather.

او یاد گرفت که سبزیجات را از پدربزرگش بکارد.

they will seme the lawn in the fall for a lush green appearance.

آنها در پاییز چمن را بکارند تا ظاهری سبز و سرسبز داشته باشد.

it is important to seme evenly to avoid overcrowding.

بسیار مهم است که به طور مساوی بکارید تا از شلوغی جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید