semi-dressed

[ایالات متحده]/[ˈsɛmɪˌdrɛst]/
[بریتانیا]/[ˈsɛmɪˌdrɛst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیمه پوشیده شده؛ کاملاً پوشیده نشده؛ در حالت نیمه پوستی، اما به طور کامل نه.

عبارات و ترکیب‌ها

semi-dressed man

مرد نیم‌پوشیده

being semi-dressed

نیم‌پوشیده بودن

semi-dressed figure

شخصیت نیم‌پوشیده

semi-dressed woman

زن نیم‌پوشیده

semi-dressed child

کودک نیم‌پوشیده

semi-dressed state

وضعیت نیم‌پوشیده

semi-dressed couple

جفت نیم‌پوشیده

semi-dressed form

شکل نیم‌پوشیده

semi-dressed look

نگاه نیم‌پوشیده

semi-dressed scene

صحنه نیم‌پوشیده

جملات نمونه

she left the room semi-dressed, grabbing her keys and purse.

او از اتاق خارج شد که نیمه پوشیده بود و کلیدها و گیتاش را گرفت.

the painting depicted a woman semi-dressed, lounging on a chaise lounge.

نقاشی یک زن را نشان می داد که نیمه پوشیده بود و روی یک لیف چایز در حال استراحت بود.

he found her semi-dressed and asleep on the sofa.

او آن را پیدا کرد که نیمه پوشیده بود و روی نشستنگاه خوابیده بود.

the security footage showed the suspect semi-dressed and attempting to open a window.

فیلم امنیتی نشان داد که مشکوک نیمه پوشیده بود و سعی می کرد پنجره را باز کند.

after the shower, she was still semi-dressed, wrapping a towel around herself.

پس از شستن دوش، او هنوز نیمه پوشیده بود و یک دوشاب را حول خود پیچید.

the character in the novel was often portrayed as semi-dressed and alluring.

شخصیت در رمان معمولاً به عنوان نیمه پوشیده و جذاب تصویر بрیده می شد.

he arrived at the party semi-dressed, realizing he needed a jacket.

او به جشن با لباس نیمه پوشیده حاضر شد و متوجه شد که به یک کت نیاز دارد.

the witness described the victim as being semi-dressed and lying on the floor.

گواه آن را توصیف کرد که نیمه پوشیده بود و روی زمین در حال دراز کشیدن بود.

she woke up semi-dressed, confused about how she got to the living room.

او بیدار شد که نیمه پوشیده بود و در مورد اینکه چگونه به اتاق نشاسته رسیده است گیج بود.

the photograph captured a moment of vulnerability, showing her semi-dressed by the window.

عکس لحظه ای از آسیب پذیری را ثبت کرد و او را نیمه پوشیده در کنار پنجره نشان داد.

he noticed she was semi-dressed, but didn't comment on it.

او متوجه شد که او نیمه پوشیده بود، اما در مورد آن نظری نداد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید