undone

[ایالات متحده]/ʌn'dʌn/
[بریتانیا]/ʌn'dʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انجام نشده; تکمیل نشده; بسته نشده; باز شده; مختل شده; ناتمام
Word Forms
قسمت سوم فعلundone

عبارات و ترکیب‌ها

left undone

مانده بدون انجام

جملات نمونه

His tie was undone.

کراواتش باز بود.

This mistake has undone all our good work.

این اشتباه تمام کارهای خوب ما را خراب کرده است.

The project remains undone due to lack of funding.

به دلیل کمبود بودجه، پروژه هنوز انجام نشده باقی مانده است.

She left the task undone and went home early.

او وظیفه را انجام نداده و زود به خانه رفت.

The mystery of his disappearance remains undone.

معمای ناپدید شدن او هنوز حل نشده باقی مانده است.

The laundry is still undone in the washing machine.

لباس‌ها هنوز در ماشین لباسشویی انجام نشده‌اند.

His promises were left undone and unfulfilled.

قول‌های او انجام نشده و برآورده نشده باقی ماندند.

The book lay on the table, its pages undone.

کتاب روی میز قرار داشت، صفحات آن باز بودند.

The deal was left undone as they couldn't agree on terms.

معامله انجام نشد زیرا آنها نمی‌توانستند در مورد شرایط به توافق برسند.

The repairs to the house were left undone for months.

تعمیرات خانه برای ماه‌ها انجام نشد.

The puzzle remained undone on the table.

معما روی میز حل نشده باقی ماند.

The cake was left undone in the oven and burnt.

کیک در فر انجام نشد و سوخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید