semibreve

[ایالات متحده]/ˈsɛmɪbriːv/
[بریتانیا]/ˈsɛmɪˌbriv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نت موسیقی که در استفاده معمولی دارای طولانی‌ترین مدت زمان است، معادل با چهار ضرب در زمان 4/4
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

semibreve note

نت سه‌ربع

semibreve rest

سکوت سه‌ربع

semibreve duration

مدت زمان سه‌ربع

semibreve count

شمارش سه‌ربع

semibreve beat

ضرب سه‌ربع

semibreve symbol

نماد سه‌ربع

semibreve performance

اجرای سه‌ربع

semibreve value

ارزش سه‌ربع

semibreve measure

اندازه سه‌ربع

semibreve scale

مقیاس سه‌ربع

جملات نمونه

the semibreve is worth four beats in music.

سِمبِرِو در موسیقی ارزش چهار ضربه را دارد.

students learn to distinguish between a semibreve and a minim.

دانش آموزان یاد می‌گیرند که سِمبِرِو و مینیَم را از هم تشخیص دهند.

in the score, the semibreve is represented by a hollow note head.

در پارتیتور، سِمبِرِو با یک سرِ نت توخالی نشان داده می‌شود.

composers often use semibreves to create long, sustained notes.

آهنگسازان اغلب از سِمبِرِو برای ایجاد نت‌های طولانی و پایدار استفاده می‌کنند.

practicing semibreve rhythms can improve your timing.

تمرین ریتم‌های سِمبِرِو می‌تواند زمان‌بندی شما را بهبود بخشد.

she played a semibreve followed by two minims.

او یک سِمبِرِو به دنبال دو مینیَم نواخت.

understanding the value of a semibreve is essential for musicians.

درک ارزش یک سِمبِرِو برای نوازندگان ضروری است.

in a 4/4 time signature, a semibreve fills the measure.

در یک میزان 4/4، یک سِمبِرِو میزان را پر می‌کند.

the teacher explained how to count a semibreve in a song.

معلم توضیح داد که چگونه یک سِمبِرِو را در یک آهنگ بشماریم.

when composing, she often starts with a semibreve melody.

هنگام آهنگسازی، او اغلب با یک ملودی سِمبِرِو شروع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید