minim

[ایالات متحده]/'mɪnɪm/
[بریتانیا]/'mɪnɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوچکترین واحد اندازه‌گیری مایع; چیز بسیار کوچک
adj. کوچکترین; ریز.
Word Forms
جمعminims

جملات نمونه

Those minim nutritive elements' contents wane obviously ,such as quickly availablephosphor, Kalium Potass, Boron ,etc;

محتویات این عناصر مغذی کم به طور آشکار کاهش می‌یابد، مانند فسفر به سرعت در دسترس، پتاسیم، بور و غیره;

Modern medicine research indicates that honeysuckle contain chlorogenic acid, flavonoid substance, lonicerin, cyclohexanehexol, minim naphtha and so on.

تحقیقات پزشکی مدرن نشان می‌دهد که درخت عسل حاوی اسید کلروژنیک، ماده فلاونوئید، لونیکرین، سیکلوهگزانه هگزول، نفتا مینم و غیره است.

The purpose of bleaching is to wipe off some pigment minim-metal ,soap, lecithoid ,remnant pesticide and other impurity.

هدف از سفید کردن از بین بردن برخی از رنگدانه های مینیم-فلز، صابون، لسیتوئید، بقایای آفت کش و سایر ناخالصی ها است.

a-Terthienyl exists widely in composite plants, but its content is too minim to be detected usually.

a-ترتینیل به طور گسترده در گیاهان ترکیبی وجود دارد، اما محتوای آن معمولاً خیلی کم است که قابل تشخیص باشد.

rests me his minim rest, one, two, and the third in your bosom: the very butcher of a silk button, a duellist, a duellist;

به من استراحت او را بده، یک، دو، و سوم در آغوش شما: همان قصاب یک دکمه ابریشم، یک دوئل‌گیر، یک دوئل‌گیر;

نمونه‌های واقعی

But in British music, it's called a minim.

اما در موسیقی بریتانیایی، به آن مینیم می‌گویند.

منبع: Engvid-Gill Course Collection

So, whole note, half note, semibreve, minim.

بنابراین، نت کامل، نیمه نت، سمی‌بریو، مینیم.

منبع: Engvid-Gill Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید