semitrailer

[ایالات متحده]/ˈsɛmɪˌtreɪlə/
[بریتانیا]/ˈsɛmɪˌtreɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تریلر که به یک وسیله نقلیه متصل است و در قسمت عقب چرخ دارد؛ تریلری که در قسمت جلو توسط یک واحد تراکتور پشتیبانی می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

semitrailer truck

تریلی

semitrailer load

بار تریلر

semitrailer hitch

اتصال تریلر

semitrailer design

طراحی تریلر

semitrailer dimensions

ابعاد تریلر

semitrailer parts

قطعات تریلر

semitrailer maintenance

تعویض قطعات تریلر

semitrailer rental

اجاره تریلر

semitrailer regulations

مقررات تریلر

semitrailer safety

ایمنی تریلر

جملات نمونه

the semitrailer was loaded with goods for delivery.

تریلی با کالاهای آماده برای تحویل بارگیری شد.

he drove the semitrailer across the country.

او تریلی را در سراسر کشور راند.

the semitrailer made a sharp turn at the intersection.

تریلی در تقاطع یک گردش تند انجام داد.

they parked the semitrailer in the designated area.

آنها تریلی را در منطقه تعیین شده پارک کردند.

the semitrailer's brakes failed during the descent.

ترمزهای تریلی در هنگام نزول از کار افتادند.

she inspected the semitrailer before the trip.

او قبل از سفر تریلی را بازرسی کرد.

the semitrailer is essential for transporting heavy loads.

تریلی برای حمل بارهای سنگین ضروری است.

he secured the cargo in the semitrailer carefully.

او بار را در تریلی با دقت محکم کرد.

the semitrailer was involved in a minor accident.

تریلی در یک تصادف جزئی دخیل بود.

they upgraded their fleet with new semitrailers.

آنها ناوگان خود را با تریلی های جدید ارتقا دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید