perceptions

[ایالات متحده]/pəˈsɛpʃənz/
[بریتانیا]/pərˈsɛpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی دیدن، شنیدن یا آگاه شدن از چیزی از طریق حواس؛ روشی که چیزی مورد توجه، درک یا تفسیر قرار می‌گیرد

عبارات و ترکیب‌ها

public perceptions

درک عمومی

personal perceptions

درک‌های شخصی

cultural perceptions

درک‌های فرهنگی

social perceptions

درک‌های اجتماعی

media perceptions

درک‌های رسانه ای

customer perceptions

درک‌های مشتری

market perceptions

درک‌های بازار

brand perceptions

درک‌های برند

global perceptions

درک‌های جهانی

expert perceptions

درک‌های متخصص

جملات نمونه

our perceptions of reality can be influenced by our experiences.

درک ما از واقعیت می‌تواند تحت تأثیر تجربیات ما قرار گیرد.

different cultures can shape our perceptions of beauty.

فرهنگ‌های مختلف می‌توانند درک ما از زیبایی را شکل دهند.

his perceptions of success differ from mine.

درک او از موفقیت با من متفاوت است.

perceptions can change over time with new information.

با اطلاعات جدید، درک ما در طول زمان می‌تواند تغییر کند.

she challenged my perceptions about the world.

او باورهای من را در مورد جهان به چالش کشید.

our perceptions often dictate our reactions to situations.

درک ما اغلب واکنش‌های ما به موقعیت‌ها را تعیین می‌کند.

marketing strategies often rely on consumer perceptions.

استراتژی‌های بازاریابی اغلب به درک مصرف‌کنندگان متکی هستند.

perceptions of risk can vary significantly among individuals.

درک خطر می‌تواند به طور قابل توجهی در بین افراد متفاوت باشد.

his perceptions about the environment are quite progressive.

درک او از محیط زیست بسیار مترقی است.

understanding our perceptions can lead to better communication.

درک درک ما می‌تواند منجر به برقراری ارتباط بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید