sentencers

[ایالات متحده]/ˈsɛntənsə/
[بریتانیا]/ˈsɛntənsər/

ترجمه

n. کسی که حکمی را بیان می‌کند، به ویژه در زمینه حقوقی

عبارات و ترکیب‌ها

sentencer judge

قاضی

sentencer role

نقش

sentencer decision

تصمیم

sentencer authority

صلاحیت

sentencer opinion

نظر

sentencer guidelines

دستورالعمل‌ها

sentencer duties

وظایف

sentencer powers

قدرت‌ها

sentencer responsibilities

مسئولیت‌ها

sentencer criteria

معیارها

جملات نمونه

the judge will sentencer the defendant tomorrow.

قاضی فردا متهم را مجازات خواهد کرد.

he was sentencer to five years in prison.

او به پنج سال زندان محکوم شد.

many people believe that the sentencer should be fair.

بسیاری از مردم معتقدند که مجازات باید منصفانه باشد.

the sentencer took into account the evidence presented.

مجازات مدارک ارائه شده را در نظر گرفت.

she hopes the sentencer will show leniency.

امیدوار است که مجازات مدارا نشان دهد.

after deliberation, the sentencer made a decision.

پس از مشورت، مجازات تصمیم گرفت.

the sentencer's role is crucial in the justice system.

نقش مجازات در سیستم عدالت بسیار مهم است.

he appealed the sentencer's decision.

او از تصمیم مجازات شکایت کرد.

the sentencer explained the reasoning behind the verdict.

مجازات دلیل حکم را توضیح داد.

victims often seek closure from the sentencer's ruling.

متاثرترین ها اغلب به دنبال آرامش از تصمیم مجازات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید