sentiency

[ایالات متحده]/ˈsentiənsi/
[بریتانیا]/ˈsentiənsi/

ترجمه

n. توانایی احساس یا درک کردن؛ حسی بودن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

artificial sentiency

درک مصنوعی

achieve sentiency

برقراری درک

develop sentiency

توسعه درک

gain sentiency

کسب درک

lack of sentiency

کمبود درک

emergent sentiency

درک ناشی شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید