separatists

[ایالات متحده]/ˈsɛpəreɪtɪsts/
[بریتانیا]/ˈsɛpəreɪtɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که برای جدایی از یک گروه بزرگتر، غالباً به دلایل سیاسی یا فرهنگی، حمایت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

separatists movement

جنبش جدایی‌طلبان

separatists groups

گروه‌های جدایی‌طلب

separatists leaders

رهبران جدایی‌طلب

separatists agenda

برنامه جدایی‌طلبان

separatists conflict

درگیری جدایی‌طلبان

separatists ideology

ایدئولوژی جدایی‌طلب

separatists tactics

تاکتیک‌های جدایی‌طلب

separatists demands

مطالبات جدایی‌طلبان

separatists activities

فعالیت‌های جدایی‌طلبان

separatists violence

خشونت جدایی‌طلبان

جملات نمونه

the government is cracking down on separatists.

دولت سرکوب جدایی‌طلبان را آغاز کرده است.

separatists often seek independence from the central authority.

جدایی‌طلبان اغلب به دنبال استقلال از دولت مرکزی هستند.

negotiations with the separatists have stalled.

گفتگوها با جدایی‌طلبان متوقف شده است.

many separatists believe in self-determination.

بسیاری از جدایی‌طلبان به حق تعیین سرنوشت اعتقاد دارند.

separatists have organized protests to voice their demands.

جدایی‌طلبان برای بیان خواسته‌های خود اعتراضات سازماندهی کرده‌اند.

the separatists declared their own republic.

جدایی‌طلبان جمهوری خود را اعلام کردند.

separatists often face opposition from the government.

جدایی‌طلبان اغلب با مخالفت دولت روبرو هستند.

international observers are concerned about the actions of the separatists.

ناظران بین‌المللی نگران اقدامات جدایی‌طلبان هستند.

some separatists have resorted to violence to achieve their goals.

برخی از جدایی‌طلبان برای رسیدن به اهداف خود به خشونت متوسل شده‌اند.

the separatists demand greater autonomy from the national government.

جدایی‌طلبان خواستار خودمختاری بیشتر از دولت ملی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید