sepoy

[ایالات متحده]/'siːpɒɪ/
[بریتانیا]/ˈsiˌpɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرباز هندی
Word Forms
جمعsepoys

جملات نمونه

The third sepoy thought: “I have with me the policy and documents of insurance.What a pity!”

سِپوی سوم فکر کرد: «من با خودم بیمه‌نامه و اسناد بیمه دارم. چه حیف!»

The Medical School was established in 1905 and was located In Sepoy Lines. Prior to this, the building was used...

دانشگاه پزشکی در سال 1905 تاسیس شد و در خطوط سپوی واقع بود. پیش از این، از این ساختمان استفاده می‌شد...

The sepoy revolted against the British officers.

سپوی علیه افسران بریتانیایی شورش کرد.

The sepoy mutiny was a significant event in Indian history.

شورش سپوها یک رویداد مهم در تاریخ هند بود.

The sepoy was disciplined for disobeying orders.

سپوی به دلیل نافرمانی از دستورها تنبیه شد.

The sepoy regiment was known for its bravery in battle.

گردان سپوها به دلیل شجاعت خود در نبرد مشهور بود.

The sepoy was loyal to his commanding officer.

سپوی به افسر فرمانده خود وفادار بود.

The sepoy's uniform was neatly pressed.

لباس سپوی به خوبی اتو شده بود.

The sepoy was given a medal for his bravery.

سپوی به دلیل شجاعت خود مدال دریافت کرد.

The sepoy's family was proud of his military service.

خانواده سپوی از خدمات نظامی او مفتخر بود.

The sepoy's rifle was well-maintained.

سلاح تفنگ سپوی به خوبی نگهداری می‌شد.

The sepoy's training included marksmanship drills.

آموزش سپوی شامل تمرینات تیراندازی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید