sepultures

[ایالات متحده]/ˈsɛp.əl.tʃər/
[بریتانیا]/ˈsɛp.əl.tʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دفن یک جسد مرده؛ محل دفن یا مقبره

عبارات و ترکیب‌ها

final sepulture

مقبره نهایی

ancient sepulture

مقبره باستانی

royal sepulture

مقبره سلطنتی

sepulture rites

آداب تدفین

sepulture site

محل دفن

sepulture chamber

اتاق مقبره

sepulture practices

شیوه های تدفین

sepulture customs

رسوم تدفین

sepulture traditions

رسوم و سنت های تدفین

sepulture memorial

یادبود مقبره

جملات نمونه

the sepulture of the ancient king was discovered in the valley.

مقبره پادشاه باستانی در دره کشف شد.

the sepulture site was carefully preserved for future generations.

محل مقبره برای نسل‌های آینده به دقت حفظ شد.

they held a ceremony at the sepulture to honor their ancestors.

آنها برای ادای احترام به نیاکان خود در مقبره مراسمی برگزار کردند.

the sepulture was adorned with flowers and candles.

مقبره با گل و شمع تزئین شده بود.

archaeologists studied the sepulture to learn about ancient burial practices.

باستان‌شناسان مقبره را برای کسب اطلاعات در مورد آداب تدفین باستانی مطالعه کردند.

the sepulture contained artifacts that revealed the culture of the time.

مقبره حاوی مصنوعاتی بود که فرهنگ آن زمان را نشان می‌داد.

many visitors come to see the famous sepulture of the historical figure.

بازدیدکنندگان زیادی برای دیدن مقبره معروف چهره تاریخی می‌آیند.

legends surround the sepulture, adding to its mystery.

افسانه‌ها مقبره را احاطه کرده و به رمز و راز آن می‌افزایند.

the sepulture was located in a remote and serene area.

مقبره در یک منطقه دورافتاده و آرام واقع شده بود.

visitors are often moved by the beauty of the sepulture.

بازدیدکنندگان اغلب تحت تأثیر زیبایی مقبره قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید