serac

[ایالات متحده]/səˈræk/
[بریتانیا]/səˈræk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قله یا لبه‌ای از یخ، که معمولاً در یخچال طبیعی یافت می‌شود
Word Forms
جمعseracs

عبارات و ترکیب‌ها

ice serac

یخ‌سرک

serac collapse

ریزش سرک

serac formation

تشکیل سرک

serac hazard

خطر سرک

serac field

منطقه سرک

serac climbing

صعود از سرک

serac zone

منطقه سرک

serac risk

احتمال خطر سرک

serac features

ویژگی‌های سرک

serac observation

مشاهده سرک

جملات نمونه

the climbers carefully navigated around the serac.

الجیان با احتیاط از کنار سرس melewati حرکت کردند.

seracs can be dangerous when they collapse.

سرس‌ها می‌توانند زمانی که فرو می‌ریزند خطرناک باشند.

we spotted a massive serac on our ascent.

ما در هنگام صعود خود یک سرس بزرگ را شناسایی کردیم.

it's essential to avoid areas with large seracs.

اجتناب از مناطقی با سرس‌های بزرگ ضروری است.

the serac towered over the glacier.

سرس بر روی یخچال مانند یک برج بلند بود.

photographers love to capture the beauty of seracs.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی سرس‌ها هستند.

seracs often form in areas with rapid temperature changes.

سرس‌ها اغلب در مناطقی با تغییرات سریع دما شکل می‌گیرند.

climbers must be aware of falling seracs.

الجیان باید از سقوط سرس‌ها آگاه باشند.

the guide warned us about the unstable seracs ahead.

راهنما ما را در مورد سرس‌های ناپایدار در پیش آگاه کرد.

we took a detour to avoid the serac field.

ما برای جلوگیری از منطقه سرس، یک مسیر انحرافی گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید