sergeants

[ایالات متحده]/ˈsɑːdʒənts/
[بریتانیا]/ˈsɑrdʒənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سرهنگ؛ (آمریکا) سرهنگ پلیس؛ (بریتانیا) سرهنگ پلیس؛ سرهنگ ارتش یا نیروی هوایی

عبارات و ترکیب‌ها

police sergeants

سرهنگ‌های پلیس

army sergeants

سرهنگ‌های ارتش

sergeants major

سرهنگ‌های ارشد

staff sergeants

سرهنگ‌های ستاد

sergeants' duties

وظایف سارجنت‌ها

sergeants' ranks

رتبه‌های سارجنت‌ها

sergeants' training

آموزش سارجنت‌ها

sergeants' leadership

رهبری سارجنت‌ها

sergeants' roles

نقش‌های سارجنت‌ها

sergeants' responsibilities

مسئولیت‌های سارجنت‌ها

جملات نمونه

the sergeants organized a team-building exercise.

سرهنگ‌ها یک تمرین تیم‌سازی را سازماندهی کردند.

sergeants are responsible for training new recruits.

سرهنگ‌ها مسئول آموزش سربازان جدید هستند.

many sergeants have years of experience.

بسیاری از سرهنگ‌ها سال‌ها تجربه دارند.

the sergeants led the troops into battle.

سرهنگ‌ها سربازان را به جنگ هدایت کردند.

sergeants play a crucial role in military operations.

سرهنگ‌ها نقش مهمی در عملیات نظامی ایفا می‌کنند.

some sergeants specialize in logistics and supply.

برخی از سرهنگ‌ها در زمینه لجستیک و تدارکات تخصص دارند.

sergeants often act as a bridge between officers and soldiers.

سرهنگ‌ها اغلب به عنوان پلی بین افسران و سربازان عمل می‌کنند.

the sergeants conducted a safety briefing before the mission.

سرهنگ‌ها قبل از ماموریت یک جلسه توجیهی ایمنی برگزار کردند.

sergeants must maintain discipline within their units.

سرهنگ‌ها باید نظم را در بین واحدهای خود حفظ کنند.

effective communication is essential for sergeants.

ارتباطات موثر برای سرهنگ‌ها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید