serialised

[ایالات متحده]/'siəriəlaiz/
[بریتانیا]/ˈsɪrɪəˌlaɪz/

ترجمه

v. برای انتشار یا پخش (چیزی) در یک سری؛ برای انتشار (چیزی) به ترتیب.

عبارات و ترکیب‌ها

serialise data

سریال‌سازی داده

serialise a story

سریال‌سازی یک داستان

جملات نمونه

Olive Twist was serialised on television.

الیو توییست در تلویزیون سریال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید