serialism

[ایالات متحده]/ˈsɪəriəlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈsɪrɪəlɪz(ə)m/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش ترکیب با استفاده از یک سری از مقادیر برای دستکاری عناصر مختلف موسیقی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

musical serialism

سریالیسم موسیقی

serialism techniques

تکنیک‌های سریالیسم

serialism approach

رویکرد سریالیسم

serialism composers

آهنگسازان سریالیسم

serialism music

موسیقی سریالیسم

post-serialism trends

ترندهای پس از سریالیسم

serialism theory

نظریه سریالیسم

serialism works

آثار سریالیسم

avant-garde serialism

سریالیسم آوانگارد

serialism style

سبک سریالیسم

جملات نمونه

serialism is a technique used in contemporary music.

سریالیسم تکنیکی است که در موسیقی معاصر استفاده می‌شود.

the composer experimented with serialism in his latest work.

آهنگساز در آخرین اثر خود با سریالیسم آزمایش کرد.

many musicians find serialism to be challenging.

بسیاری از نوازندگان سریالیسم را چالش برانگیز می دانند.

serialism can create complex and interesting sound patterns.

سریالیسم می تواند الگوهای صوتی پیچیده و جالب ایجاد کند.

understanding serialism requires a deep knowledge of music theory.

درک سریالیسم به دانش عمیقی از تئوری موسیقی نیاز دارد.

serialism has influenced many modern composers.

سریالیسم بر بسیاری از آهنگسازان مدرن تأثیر گذاشته است.

she wrote her thesis on the evolution of serialism.

او تز خود را در مورد تکامل سریالیسم نوشت.

serialism often involves the use of twelve-tone techniques.

سریالیسم اغلب شامل استفاده از تکنیک های دوازده تنی است.

critics argue that serialism lacks emotional depth.

منتقدان استدلال می کنند که سریالیسم فاقد عمق احساسی است.

he attended a workshop to learn more about serialism.

او برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سریالیسم در یک کارگاه شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید