serotonergic system
سیستم سروتونرژیک
serotonergic drugs
داروهای سروتونرژیک
serotonergic pathway
مسیر سروتونرژیک
serotonergic receptors
گیرندههای سروتونرژیک
serotonergic activity
فعالیت سروتونرژیک
serotonergic agents
عوامل سروتونرژیک
serotonergic effect
اثر سروتونرژیک
serotonergic signaling
سیگنالینگ سروتونرژیک
serotonergic transmission
انتقال سروتونرژیک
serotonergic modulation
مدولاسیون سروتونرژیک
serotonergic pathways are crucial for mood regulation.
مسیرهای سروتونرژیک برای تنظیم خلق و خو حیاتی هستند.
many antidepressants are serotonergic in nature.
بسیاری از داروهای ضد افسردگی ذاتاً سروتونرژیک هستند.
research shows that serotonergic activity affects sleep patterns.
تحقیقات نشان میدهد که فعالیت سروتونرژیک بر الگوهای خواب تأثیر میگذارد.
serotonergic neurons play a role in anxiety disorders.
نورونهای سروتونرژیک در اختلالات اضطرابی نقش دارند.
diet can influence serotonergic levels in the brain.
رژیم غذایی میتواند سطوح سروتونرژیک در مغز را تحت تأثیر قرار دهد.
serotonergic signaling is involved in the regulation of appetite.
سیگنالینگ سروتونرژیک در تنظیم اشتها نقش دارد.
some hallucinogens act on serotonergic receptors.
برخی از مواد توهمزا بر گیرندههای سروتونرژیک تأثیر میگذارند.
understanding serotonergic systems can aid in developing new therapies.
درک سیستمهای سروتونرژیک میتواند به توسعه درمانهای جدید کمک کند.
serotonergic dysfunction is linked to various mental health issues.
اختلال عملکرد سروتونرژیک با مشکلات بهداشت روان مختلف مرتبط است.
exercise has been shown to enhance serotonergic transmission.
نشان داده شده است که ورزش انتقال سروتونرژیک را افزایش میدهد.
serotonergic system
سیستم سروتونرژیک
serotonergic drugs
داروهای سروتونرژیک
serotonergic pathway
مسیر سروتونرژیک
serotonergic receptors
گیرندههای سروتونرژیک
serotonergic activity
فعالیت سروتونرژیک
serotonergic agents
عوامل سروتونرژیک
serotonergic effect
اثر سروتونرژیک
serotonergic signaling
سیگنالینگ سروتونرژیک
serotonergic transmission
انتقال سروتونرژیک
serotonergic modulation
مدولاسیون سروتونرژیک
serotonergic pathways are crucial for mood regulation.
مسیرهای سروتونرژیک برای تنظیم خلق و خو حیاتی هستند.
many antidepressants are serotonergic in nature.
بسیاری از داروهای ضد افسردگی ذاتاً سروتونرژیک هستند.
research shows that serotonergic activity affects sleep patterns.
تحقیقات نشان میدهد که فعالیت سروتونرژیک بر الگوهای خواب تأثیر میگذارد.
serotonergic neurons play a role in anxiety disorders.
نورونهای سروتونرژیک در اختلالات اضطرابی نقش دارند.
diet can influence serotonergic levels in the brain.
رژیم غذایی میتواند سطوح سروتونرژیک در مغز را تحت تأثیر قرار دهد.
serotonergic signaling is involved in the regulation of appetite.
سیگنالینگ سروتونرژیک در تنظیم اشتها نقش دارد.
some hallucinogens act on serotonergic receptors.
برخی از مواد توهمزا بر گیرندههای سروتونرژیک تأثیر میگذارند.
understanding serotonergic systems can aid in developing new therapies.
درک سیستمهای سروتونرژیک میتواند به توسعه درمانهای جدید کمک کند.
serotonergic dysfunction is linked to various mental health issues.
اختلال عملکرد سروتونرژیک با مشکلات بهداشت روان مختلف مرتبط است.
exercise has been shown to enhance serotonergic transmission.
نشان داده شده است که ورزش انتقال سروتونرژیک را افزایش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید