serves

[ایالات متحده]/sɜːvz/
[بریتانیا]/sɜrvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انجام وظایف یا خدمات برای کسی؛ در یک موقعیت یا نقش قرار گرفتن؛ فراهم کردن یا تأمین کردن؛ ارائه غذا یا نوشیدنی

عبارات و ترکیب‌ها

serves food

ارائه غذا

serves customers

خدمت مشتری

serves drinks

ارائه نوشیدنی

serves community

خدمت به جامعه

serves purpose

خدمت هدف

serves needs

خدمت نیازها

serves role

ایفای نقش

serves function

خدمت وظیفه

serves rights

خدمت حقوق

serves society

خدمت به جامعه

جملات نمونه

the restaurant serves delicious italian food.

رستوران غذاهای خوشمزه ایتالیایی ارائه می‌دهد.

this app serves as a great tool for learning languages.

این برنامه به عنوان یک ابزار عالی برای یادگیری زبان عمل می‌کند.

the school serves students from diverse backgrounds.

این مدرسه به دانش‌آموزان با پیشینه‌های مختلف خدمات ارائه می‌دهد.

the committee serves to improve community relations.

این کمیته برای بهبود روابط اجتماعی خدمت می‌کند.

this program serves a vital role in public health.

این برنامه نقش حیاتی در سلامت عمومی ایفا می‌کند.

the library serves as a resource for research.

این کتابخانه به عنوان منبعی برای تحقیق خدمت می‌کند.

he serves as the team captain.

او به عنوان کاپیتان تیم خدمت می‌کند.

the hotel serves breakfast from 7 to 10 am.

هتل صبحانه را از ساعت 7 تا 10 صبح ارائه می‌دهد.

this charity serves the needs of the homeless.

این خیریه به نیازهای افراد بی‌خانمان خدمات ارائه می‌دهد.

the software serves multiple purposes in the office.

این نرم‌افزار اهداف متعددی را در دفتر انجام می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید